مخالف ، مستمع خوبى است ، در اقامهء دليل در قلمرو معارف عقلى نيز ناطق خوبى به شمار مىرود و هرگز نبايد از نطق عقل غفلت كرد و او را فقط در حدّ استماع نگهداشت و گرنه همان محذورى لازم مىآيد كه طبرى به آن مبتلا شده چنان كه معلوم مىشود ، طبرى نهتنها بحثهاى عرفانى در ذيل آيهاى نظير
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
ندارد بلكه بحثهاى برهانى متقن ، در ذيل آيهاى مانند
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
ارائه نمىدهد .
فصل دوم : معرفت خداى سبحان در تفسير طبرى
شناخت خداى سبحان و اوصاف آن از قبيل توحيد ذاتى و وصفى و فعلى ، يا توسط وحى و شهود مصون از گزند وهم و محفوظ از آسيب وسوسه و تلبيس شيطان است يا به برهان عقلى است كه از علوم متعارفه تشكيل شده و از انواع خلط و مغالطه مصون مانده است و به نظر ما جمع هر دو راه ممكن بلكه كامل خواهد بود .
قرآن كريم هماهنگى وحى و عقل و ضرورت استناد به آنها را چنين بيان مىكند :
« قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ، أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ ، أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ ائْتُونِي بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا ، أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
1 . يعنى اگر چيزى معبود شد بايد سمت ربوبيّت را داشته باشد تا در سايهء پرورش تكوينىاش شايستهء پرستش تشريعى باشد ، و اگر چيزى داراى سمت ربوبيّت بود حتما بايد داراى صفت خالقيت هم باشد و چيزى را خلق كرده باشد خواه بطور استقلال ، خواه بنحو اشتراك . هان اى بتپرستان ، اعلام داريد كه معبودان دروغين شما چه كردهاند ، آيا چيزى را در زمين آفريدهاند ، يا در آفرينش آسمانها شركت دارند ، براى اثبات خالقيت آنها دليل اقامه كنيد ، يا از وحى سماوى كه به صورت كتاب الهى بر پيامبران نازل مىشود سندى ارائه دهيد ، يا از علم مأثور و مقبول عقل شاهدى اقامه نمائيد .
محمد بن جرير طبرى در تفسير اين كريمه ، حجيّت عقل را تلويحا يادآور شده چنين مىگويد : فانّ الدعوى اذا لم يكن معها حجة لم تغن عن المدّعى شيئا 2 .
اكنون بايد ديد كه حرمت برهان عقلى از ديدگاه طبرى چه اندازه است تا روشن گردد كه نحوهء تصديق آيات قرآن نسبت به يكديگر و همچنين كيفيت انسجام و