تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
اسرارهما ) خواهد بود ، چنان كه در اين نقد گذرا روشن خواهد شد و عصارهء آن در طى فصول آينده بيان مىشود .

فصل يكم : سيرهء تفسير طبرى

روش طبرى در تفسير ، عبارت است از : 1 - نقل آراء صاحب‌نظران . 2 - نقل ادلّهء هر يك از آنها . 3 - انتخاب يكى از آنها يا ارائهء رأى جديد و استدلال بر آن به تقويت دليل يكى از ادلّهء گذشتگان يا طرح تازه‌اى در مقام استنباط . و چون طبرى از حافظهء سرشار و اطلاع گسترده برخوردار بود در اين امور توفيق خوبى حاصل نمود و در جمع احاديث و جرح و تعديل آنها و ترجيح سندى يا ادبى بعضى بر بعضى ديگر از سعى بليغ دريغ نمىكرد . ليكن محور قابل قبول او همانا روايت بوده است آن هم با استنباط اهل روايت نه استظهار اهل درايت ، كه هرگز مخصّص يا مقيّد لبّى متصل يا منفصل را از نظر دور نمىدارند و هماره عقل و شرع را دو پيك ارزشمند الهى يكى از درون و ديگرى از بيرون مىدانند . طبرى در ترجيح برخى از آراء يا در ابداع رأى جديد از متن آيات قرآن استفاده نموده و در اين باره چنين مىگويد : كتاب اللّه يصدّق بعضه بعضا ، ليكن در شناخت آيات محكم از متشابه و ارجاع متشابه به محكم و حلّ اعضال و اشكال آن در پرتو محكم ، راه صواب را طى نكرده است ، بطورى كه گاهى محكم را به متشابه ارجاع داده و در اين اصل و فرع‌شناسى ، زمام كار را بدست حديث سپرده است در حالى كه اعتبار حديث خواه داراى معارض باشد و خواه نباشد بعد از عرضه بر قرآن كريم بوده و حجيّت آن پس از احراز عدم تباين و مخالفت با قرآن خواهد بود . بنابراين تفسير طبرى همانا تفسير بمأثور و اجتهاد در محور نقل و اعتماد وافر بر حديث است گرچه منشأ آن يك صحابى باشد نه معصوم . خطر عزل عقل و جمود بر نقل ، ره‌آوردى غير قابل قبول دارد . عقل همانطورى كه در فهميدن معانى الفاظ خواه منطوق و خواه مفهوم و در درك مفاهيم آنها خواه موافق و خواه