بررسى آراء علماى پيشين مبادرت نمىكردند و با نقد و نقب به تكميل آنها نمىپرداختند ، بلكه عدم تعرّض نظرات آنان نوعى اعراض اعتراضآميز خواهد بود ، بنابراين تكريم آنها در نقل و نقد افكارشان نهفته است و با پذيرش اصلى كه در شرح حكمة الاشراق سهروردى به آن اشارت رفته است ( كه نيل به معارف الهى وقف هيچ عصر و مصر و نسل نبوده بلكه همگان را به آن راه است و درب آن به روى عموم نسلها باز است ) كوشش ناقدان بصير بيشتر مىشود .
با توجه به اين پيشگفتار كوتاه پيرامون ادب نقد ، بحثى دربارهء برخى از آراء تفسيرى ابو جعفر محمد بن جرير طبرى آملى ( 310 - 224 ق ) به عرض محققان شركتكننده در سمينار بين المللى طبرى مىرسد .
اهميّت قرآن كريم را گذشته از خود قرآن و امامان معصوم ( عليهم السلام ) كه همتاى آنند علماء راسخين نيز كه نائبان راستين رهبران معصوم هستند بيان نمودهاند ، چنان كه حضرت امام خمينى ( قدّس اللّه روحه الشريف ) در خطبهء وصيتنامه سياسى - الهى خويش چنين مرقوم فرمودهاند .
الحمد لله و سبحانك ، اللهم صلّ على محمّد و آله مظاهر جمالك و جلالك و خزائن اسرار كتابك الذى تجلّى فيه الاحديّة بجميع اسمائك حتى المستأثر منها الذى لا يعلمه غيرك .
وقتى بحث دربارهء ذات حق و همچنين اوصاف ذاتى حق بنا شد كه احدى را به آن حرم امن بار نيست ، و سخن در تجلّى و ظهور فعلى خداى سبحان باشد ، انسان كامل توان نيل به كنه همه تجلّيهاى فعلى خدا را دارد ، و چون به مقام فناى در توحيد و اصل شد حجاب غيريّت رخت برمىبندد و آنچه را اغيار نمىدانند ، او مىبيند ، و حديث شريف قرب نوافل كه در تمام جوامع مهمّ روائى علماى گرانسنگ تشيّع و تسنن آمده است پردهء پندار منزّهان صرف را مىدرد و بهانهء راكدان بىسلوك را از كف ساكنان دلبستهء خاك گرفته و شوق سالكان كوى دلدار را مشتعل نموده تا به جائى برسند كه با علم حق كتاب او را بيابند نه با دانش خلق ، و با ديدهء حق و سامعهء حق جمال او و كلام وى را بنگرند و بشنوند ، و سرانجام با زبان حق اسرار آيات را بازگو كنند . و اين كار ، ميسور مفسّرى با روش روايى همچون طبرى نيست ، بلكه مقدور مفسّرى جامعبين ثقلين و حكيمى عارف و عارفى حكيم چون علّامه طباطبائى و امام خمينى ( قدّس اللّه
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٠٧