تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
مؤلّف و ابتكارهاى فكرى او هنگام بررسى آثار علمى آن مؤلف ملحوظ شده و خصوصيت عصر وى و قدمت روزگار او منفول نشود ، چه بسا اگر همان مؤلف حافظهء وافر و نبوغ بالغ و ذكاء سرشار خود ، در عصر ناقدان مىزيست زمانهء خويش را بهتر مىشناخت و به معاصران خود خدمت علمى عميق ارائه مىداد ، و اگر ناقدان تأثير وى در زمان او بسر مىبردند چه بسا كه از وضع موجود كنونى خود بىخبر و از لغزشهاى فكرى آن عصر مصون نمىماندند . زيرا بسيارى از بديهيات زمان متأخر جزء مسائل نظرى عصر متقدم بوده است و همچنين بسيارى از مبادى روشن عصر لاحق جزء مسائل دشوار زمان سابق بشمار مىآمد ، و از اين رهگذر حق قدمت متقدمان روشن خواهد شد زيرا آنان با پيمودن راه صعب العبور و تحمّل تلخى خطاء خيلى از نظرىها را بديهى و بسيارى از مسائل را مبادى قرار داده‌اند تا نه تنها در پيرامون آنها بحث نشود بلكه از آنها به عنوان مبادى و مقدمات حلّ شده استمداد شود تا در پرتو آنها مسائل نظرى ديگر استنباط گردد . به عنوان نمونه مىتوان جريان ذيل را يادآور شد : مرحوم كلينى در كتاب توحيد كافى باب « كون و مكان » چنين نقل مىكند : زراره مىگويد : به حضرت امام باقر ( ع ) عرض كردم : آيا خداوند بود و چيزى نبود ؟ فرمود : آرى خداوند بود و چيزى وجود نداشت . من گفتم : پس خداوند در كجا بود ؟ زراره گفت : در اين حال حضرت امام باقر ( ع ) به جائى تكيه داده بود بلافاصله بطور مستقيم نشست و فرمود : اى زراره مطلب محالى را در ميان آوردى و از مكان پرسيدى در حالى كه اصلا مكان براى خداى سبحان كه منزّه از هر نقص و مبرّاى از هر نياز است مستحيل مىباشد . از اين نقل روشن مىشود كه جريان بىنيازى خداى سبحان از مكان كه در عصر ما جزء اصول حلّ شده و مسلّم است و پايهء حلّ بسيارى از مسائل نظرى قرار گرفته ، در گذشتهء دور براى فقيه نامورى همانند « زراره » ، جزء مسائل حلّ نشده بشمار مىآمد ، و اگر « زراره » در زمان ما بسر مىبرد خود از مدرّسان نامدار اين گونه معارف مىشد ؛ بنابراين با در نظر گرفتن عصر تأليف تندى و شدّت انتقاد كاهش مىيابد ، و گام ناقدان از نقد اصل مطلب به جرح و قدح مؤلّف آن تعدّى نمىكند . سوم : حرمت قدمت قدماء تنها در سبق زمانى آنان نيست . بلكه حق تعليم و تربيت آنها همچنان محفوظ است ، ليكن اين گونه از حقوق هرگز مانع نقد دوستانه و جرح عادلانهء آثار آنها نخواهد بود و گرنه آنان به