تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
2 . « أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » ( 14 ) « آيا كسى كه آفريده است نمىداند ، در حالى كه او به ريزترين امور ، دانا و آگاه است . » مىشود صلهء موصول را همراه با خود موصول به گونه يك اسم ترجمه نمود و جمله حاليه « هواللطيف الخبير » داراى حصر است كه ناديده گرفته شده است و افزون بر آن ، حال با « در حالى كه » نشان داده شده كه پسنديده نيست ، چون آغاز ترجمه جمله حاليه با « در حالى كه » چندان فصيح نيست ( آذرنوش ، آذرتاش / 9 ) و فقط درجايى كه ناچاريم ، بايد از آن بهره بگيريم و نيز براى واژه « اللطيف » برابر خوبى گزينش نشده است . ترجمه پيشنهادى : « آيا آفريننده‌اى كه فقط او باريك‌بين و آگاه است ، نمىداند ؟ » همچنين حال در آيه 14 عنكبوت ؛ « فأخذهم الطُّوفانُ و هم ظالمون » با « در حالى كه » ترجمه شده است ؛ و « طوفان فرو گرفتشان ، در حالى كه ستمكار بودند » كه بهتر بود اين چنين ترجمه مىشد : « و آنان را كه ستمكار بودند ، توفان فرو گرفتشان » ، و نوشتن واژه « توفان » « 1 » با « ط » درست نيست ؛ زيرا اين حرف از حروف مخصوص عربى است و به كاربردن آن در كلمه‌هاى غير عربى جايز نيست . ( ياحقى ، جعفر و ناصح ، محمدمهدى ، / 64 ) 3 . « أَفَمَن يَمْشِى مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِى سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ » ( 22 ) « آيا كسى كه نگونسار راه مىرود راه يافته‌تر است يا كسى كه راست و ايستاده بر راه راست مىرود ؟ » واژه « صراط » نكره است و شايسته بود به نكره بودنش توجه مىشد و نيز براى
هامش
( 1 ) . يكى از واژگان دخيل به عربى است و اصلش سريانى يا كلدانى مىباشد و شايد هم عبرى كه در حقيقت از طريق سريانيان وارد زبانى عربى شده است . ( زيدان ، جرجى ، اللغه الربيه كائن حيّ ، چاپ دوم ، دارالجيل ، بيروت ، 1988 م ، ص 64 ) .
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 211 | جمعى از نويسندگان