است اين دو واژه را باهم و به گونه منفى « چرا باز نمىگردانيد ؟ » ترجمه كنيم . ( پديده تكرار در قرآن و مسئله ترجمه آن / 50 ) و نيز مىتوان « لولا » ى اول را در همان آيه ترجمه كرد و « لولا » ى دوم را همراه با « ترجعونها » ترجمه نمود .
ترجمه پيشنهادى : « پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه برسد و شما در آن هنگام مىنگريد ، در حالى كه ما از شما به او نزديكتريم ولى شما نمىبينيد ، اگر شما هرگز مجازات شونده نيستيد ، چرا آن [ روح ] را باز نمىگردانيد اگر راست مىگوييد ؟ »
د ) سوره جمعه
1 . « هوالَّذى بعث فىالأمّيّين رسولا منهم يتلو عليهم آياته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتاب والحكمة » ( 2 )
« او كسى است كه در ميان بىسوادان فرستادهاى از جنس خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد . »
سه فعل « يتلوا ، يزكّى و يعلِّم » فعلهاى مضارع مرفوعند و وجه التزامى ندارند كه به گونهء التزامى ترجمه شدهاند .
ترجمه پيشنهادى : « او كسى است كه در ميان بىسوادان فرستادهاى از جنس خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنان مىخواند و پاكشان مىگرداند و كتاب و حكمت به آنان مىآموزد . »
ه ) سوره ملك
1 . « الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ » ( 2 )
« همو كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مىكنيد ، و او شكستناپذير آمرزگارست . »
واژه « عملًا » تمييز منقول است و پس از اسم تفضيل كه مبهم مىباشد ، واقع شده