از زايد بر سر فعل نداريم . ثانياً : « لا أقسم » نفى سوگند است ، ولى « إنه لقسم » اثبات سوگند است . و ضمير « ه » در « إنه » به « أقسم بمواقع النجوم » بر مىگردد ؛ يعنى چون قسم خوردن به فرودگاههاى ستارگان آسمان وحى سوگندى عظيم است ، به خاطر عظمت اين سوگند ، قسم ياد نمىكنم . پس هرگز « لا أقسم » به معناى « لأقسم » نيست .
« أقسم » گاه با واو قسم است ، گاه با لفظ قسم ؛ ولى « لا أقسم » نه واو قسم دارد و نه لفظ قسم ؛ بنابراين ، « لا أقسم » در لغت عربى يا لغات ديگر ، نفى سوگند است . پس اولًا اگر « لا » را حذف كنيم « لا أقسم » نيست و اگر هم مثلًا آيه « لأقسم » باشد و ما آن را « لا أقسم » معنا كنيم ، بر خلاف فصاحت قرآن عمل كردهايم . يعنى اگر تأكيد قسم را نفى قسم كنند ، اين كار فضاحت است ، فصاحت نيست . وانگهى در تمام هشت آيه « لا أقسم » در قرآن ، معناى آيات همان « لا أقسم » مىباشد » . ( صادقى تهرانى ، محمد ، / 206 - / 205 ) .
پس باتوجه به توضيحات بالا ، ترجمه اين دو آيه شريف چنين مىشود : « پس ، به جايگاههاى ستارگان سوگند نمىخورم و اين ، اگربدانيد ، قطعاً سوگندى است سترگ . »
5 . « فَلَوْلا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ * وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » . ( 83 - 87 )
« پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه رسد و شما در آن هنگام [ به حال محتضر ] مىنگريد ، در حالى كه ما از شما به او نزديكتريم ولى نمىبينيد ؟ پس چرا اگر شما جزا داده نمىشويد [ و زندگى دوباره و حيات اخروى در كار نيست ] آن [ جان محتضر ] را باز نمىگردانيد ، اگر راست مىگوييد ؟ »
« لولا » ى نخست در آيه 83 حرف تحضيض است كه در واقع بر سر « ترجعونها » در آيه 87 درآمده است و در اين ميان ، چند جمله معترضه قرار دارد و « لولا » ى دوم تكرار اولى است ( ابنهشام ، 305 - / 1 / 304 ) كه به خاطر طولانى شدن و بُعد فاصله ميان « لولا » و « ترجعونها » در ابتداى آيه 86 به جهت تأكيد آمده است . به همين جهت لازم
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٠٨