تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مىنماييم و مضاف‌ٌاليه را ترجمه مىكنيم ، مثل : « يعيشُ البخيلُ فى الدنيا عيشَ الفقراء و يحاسب فى الآخرة حساب الأغنياء : بخيل در اين جهان همچون بينوايان زندگى مىكند و در آخرت همچون ثروتمندان حسابرسى مىشود . » در اين ترجمه نيز از ادات تشبيه استفاده شده ، ولى « شاربون » ترجمه نشده و به قرينه آيه قبل ، حذف شده و ترجمه هم شبيه ترجمه‌هاى قرون اوليه اسلامى است . ترجمه پيشنهادى : « همچون شتران تشنه مىنوشيد . » 4 . « فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ، وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ » ( 75 - / 76 ) « پس به جايگاه‌هاى ستارگان سوگند مىخورم و اين ، اگر بدانيد ، به راستى سوگندى بزرگ است . » « لا » ى زايده در آغاز كلام واقع نمىشود و اين « لا » چون بعد از حرف « فاء » آمده ، مىتواند زايده نباشد كه زايده نبودنش از جهاتى بهتر و اولى است . بايد توجه داشت كه بسيارى از مفسران و آشنايان به رموز قرآنى از تعبير زايد بودن كلمه‌اى در كلام‌الله كراهت دارند و آن را شايسته كتابى كه در اوج فصاحت و بلاغت است نمىدانند ( ركنى يزدى ، محمد مهدى ، / 64 ) ، از اين‌رو براى اثبات اينكه نبايد « لا » را ناديده گرفت ، نظر دو تن از معاصران را با اندكى دخل و تصرف مىآوريم : يك . « لا » ى نفى در اين آيه و ديگر آيات از قبيل حاقه / 38 ، معارج / 40 ، تكوير / 15 و بلد / 90 نبايد ناديده گرفته شود و به جاى « سوگند نمىخورم » كه معادل « لا أقسم » است « سوگند مىخورم » آورد ، درصورتىكه « لا » دقيقاً معناى نفى مىدهد . البته در اين‌گونه موارد ، مفهوم « لا أقسم » درست به « أقسم » برگشت مىكند ، يعنى تأكيد بيشتر در قسم را مىرساند ، مثلًا در فارسى نيز چنين است : « سوگند به جان شما نمىخورم » كه تلويح به سوگند است و حتى مؤثرتر از سوگند خوردن واقعى . بعضى گفته‌اند « لا » در اينجا زايده است ، ولى بر فرض صحّت چنين قولى مراد آنان اين است كه در اين‌گونه موارد ، « لا » ى سوگند را در قالب نفى آن ، كه ساختار زبانى عرب و عجم است
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 206 | جمعى از نويسندگان