قول مرحوم سيد مرتضى نجومى كرمانشاهى مىآورد كه : « ضمن شرح حالى اجمالى در مجلهء نور علم ، به مناسبت سالگرد مرحوم سردار كابلى علامهء نامى عصر نوشته و سه تن را به عنوان استاد اجازه او نام مىبرند و مىنويسند :
يكى از مشايخ اجازه ايشان مرحوم محدث عالى مقام بزرگوار مرحوم حاج شيخ عباس قمى است كه من به جهت خاطرهاى از مرحوم سردار كابلى نسبت به ايشان ، اول متذكر نام ايشان شدم . مرحوم سردار فرمودند : من از مرحوم شيخ عباس واقعاً متعجب گرديدم ، زيرا هيچ بيت غزلى را نخواندم ، مگر آن كه آن مرحوم تمام غزل را از حفظ خواند ! و مىفرمودند : واقعاً خيلى تعجب كردم كه شخصى محدث با اين مقام از زهد و تقوا و عبادت و توغّل و تفرع در احاديث ائمه طاهرين ، اين قدر شعر و غزل حفظ داشته باشد . « 1 » در نقل اشعار ، معمولًا شاعر را ذكر نمىكند ، اما آنها را كه عظمت و جلالت داشتهاند و خود نيز در كتب ديگر ستوده ، گاهى ذكر مىكند . يك جا در نقل اشعارى از مولانا در ضمن توضيحات يكى از ادعيه در مفاتيح ، به احترام نوشته است : « ولقد أجاد العارف الرّومى » ولى البته با صوفيان ميانهاى نداشته است و از ترويج مسلك ايشان ، حتى در حدّ يك كلمه خوددارى مىكرده است .
اينها تنها بخشى از ظرايف و نكات مفاتيح است و محدث قمى ، گاهى به حوادث تاريخى ، نقل خاطره و سيرهء علما و برخى تذكارهاى اخلاقى نيز پرداخته است . يك جا در ذيل حديث سلسلة الذهب امام رضا عليه السلام گويد :
صاحب مطلع الشمس نقل كرده كه در بيست و پنجم ذى الحجهء سنهء هزار و شش ، شاه عباس اول وارد مشهد گرديد ، ديد كه حرم مطهر را عبدالمؤمن خان اوزبكى غارت كرده و سواى محجر طلا ، ديگر چيزى در آنجا نگذاشته و در بيست و هشتم
هامش
( 1 ) . مفاخر اسلام ، همان ، جلد اول ، ص 149 و 150 .