تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ذى الحجّة از مشهد به هرات رفت و هرات را استرداد كرده بعد از نظم آن‌جا رجعت به مشهد نمود . يك ماه در آن‌جا توقف نموده و صحن مقدس را مرمت كرده و خدّام بقعهء مباركه را احسان و رعايت فرموده ، معاودت به عراق فرمود و در اواخر سنهء هزار و هشت ، مجدداً شاه عباس به مشهد مقدس رفته ، زمستان را در آن‌جا گذرانيد و خدمت خادم باشىگرى آستانهء مقدسه را خود متقلّد و مشغول بود ، چنانچه شبى با مقراض ، سر شمع‌ها را مىگرفت ، شيخ بهايى - عليه الرحمة بالبديهه اين رباعى انشاد كرد :
پيوسته بود ملايك علّيين * پروانهء شمع روضهء خلد برين مقراض به احتياط زن اى خادم * ترسم ببرى شهپر جبريل امين
و در سنهء هزار و نه ، بنا به نذرى كه شاه عباس كرده بود كه پياده به مشهد برود ، پياده به مشهد مشرّف گشت و در بيست و هشت روز آن مسافت بعيده را قطع فرموده و صاحب تاريخ عالم آرا اين اشعار در اين باب نگاشته :
غلام شاه مردان شاه عبّاس * شه و الا گهر خاقان امجد
به طرف مرقد شاه خراسان * پياده رفت با اخلاص بىحد
تا آن كه گفت :
پياده رفت ، شد تاريخ رفتن * زاصفاهان پياده تا به مشهد ( يعنى 1009 )
و چون به مشهد مقدس رسيد صحن مبارك را وسعت داد و ايوان على شير كه درگاه روضهء متبركه از آن‌جا بوده و در يك گوشه صحن اتفاق افتاده بود و بدنما بود در يك وسط قرار داد و ايوانى مقابل آن در طرف ديگر بساخت و خيابانى از دروازهء غربى شهر تا شرقى طرح كردند كه از هر طرف به صحن رسيده ، از ميان ايوان‌ها بگذشت و چشمه‌ها و قنوات احداث كرده به شهر آورد و نهرى از ميان خيابان و حوضى بزرگ در وسط صحن احداث نمود كه آب از حوض گذشته به خيابان شرقى جارى شود و