دوجلدى در سيره و آثار شيخ عباس قمى نوشته ، در اين مورد مىنويسد :
. . . چون در آن زمانها ، كتاب دعايى به نام مفتاح الجنان در دسترس مردم بوده ، و اهل علم دربارهء بعضى از دعاهاى آن كه فاقد سند بوده ، ايراد داشتهاند ، لذا بعضى برادران دينى از آن مرحوم مىخواهند آن كتاب را مورد بررسى قرار داده و نظرات خود را اظهار دارد . همين معنا موجب مىشود كه محدث قمى نظر را وسيعتر نموده ، و در صدد تأليف كتابى جامع و مستند برآيد ، و نام آن را مفاتيح الجنان بگذارد ( مفاخر اسلام ، محدث نامى حاج شيخ عباس قمى ، بخش دوم ، ص 654 ) .
ظاهراً در آن دوران ، چنان جرح و اضافه كردن بر مطالب كتب سابقين رواج داشته كه شيخ ناچار مىشود در چاپ دوم كه چند مطلب به كتاب افزوده ، آن را در آخر بياورد و به عنوان ملحقات مفاتيح الجنان قرار دهد .
وى مىنويسد :
بسم اللّه الرحمن الرحيم . الحمدللّه و سلام على عباده الذين اصطفى . چنين گويد اين گنهكار روسياه عباس قمى عُفِىَ عنه ، بعد از آن كه بعون اللّه تعالى كتاب مفاتيح الجنان را تأليف نمودم و در اقطار منتشر گشت ، به خاطرم رسيد كه در طبع دويم آن بر آن زياد كنم دعاى وداعى براى ماه رمضان و خطبهء روز عيد فطر و زيارت جامعة ائمة المؤمنين . لكن ديدم هر گاه اين كار را كنم ، فتح بابى شود براى تصرف در كار مفاتيح و بسا شود بعضى از فضولان بعد از اين در آن كتاب بعضى ادعيهء ديگر بيفزايند يا از آن كم كنند و به اسم مفاتيح الجنان در ميان مردم رواج دهند ، چنان كه در مفتاح الجنان مشاهده مىشود . لاجرم كتاب را به همان حال خود گذاشتم و اين هشت مطلب را بعد از تمام شدن مفاتيح ملحق به آن نمودم ، و به لعنت خداوند قهار و نفرين رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمهء اطهار عليهم السلام واگذار و حواله نمودم كسى را كه در مفاتيح تصرف كند . ( مفاخر اسلام ، همان ، ص 355 و 656 ) .
شگفت آن كه استاد دوانى در كتاب خود شرح مىدهد كه چگونه حتى در
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٦٣