تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
روش ديگرى از تفسير كه در طول تاريخ همواره كما بيش مورد توجه و مورد استفاده بوده است ، تفسير علمى است . گر چه تعريف مورد وفاقى از تفسير علمى به دست نيامده ، ليكن اين برداشتهاى سه گانه در مفهوم تفسير علمى مد نظر بوده است : اوّل - استخدام علوم براى فهم قرآن ، دوّم - تطبيق آيات قرآن بر كشفيات علمى ، سوّم - استخراج علوم گوناگون از متن قرآن . اين واقعيت ترديد نابردار است كه قرآن به اقتضاى تبيين قوانين هدايت بشر ، اشاره‌ها و تلميحات فراوانى به حقايق كائنات و آيه‌هاى تكوينى در آفاق هستى و جان انسان افكنده و برگ‌هايى از آغاز و فرجام و گذشته و آينده كتاب گيتى و عالم و آدم و ذره و كهكشان ، فرشته و پرى ، جنين و جنان و غير آن بر گشوده است . شايد همين امر در ذهن پاره‌اى از مسلمانان اينسان تظاهر يافته است كه انتظار كشف تمام حقايق را از قرآن داشته باشند . چنان كه ابن مسعود گفت : « من اراد علم الاولين و الاخرين فليتدبر القرآن . » پس از او نيز اين سخن تكرار و توسط غزالى ( 505 ه ) اظهار شد كه تمام علوم داخل افعال و صفات خداست و در قرآن توضيح داده شده است و اين علوم بىمرز و پايان است . « 1 » همو در جواهر القرآن ، علوم قرآن را دو دسته تحت عنوان علوم ظاهر ، قشر و صدف ، و علوم باطن ، لبّ و كنه بر مىشمارد . سپس بهره‌گيرى تمام علوم را از قرآن گزارش مىنمايد . « 2 » اما تفسير علمى به مفهوم اينكه همه چيز در قرآن وجود دارد و مىبايست آن را شناخت ، از قبيل خلط ميان نتيجه و غايت است كه براى اين گروه
هامش
( 1 ) احياء العلوم ، باب فى فهم القرآن . ( 2 ) جواهر القرآن ، فصل 4 و 5 .