افول و انحطاطى كه مسلمانان در اثر حاكميت فرمانروايان فاسد و اختلافات دامن گستر و غفلتهاى مرگبار ، بدان مبتلا شده بودند ) سكهاى بىپشتوانه قلمداد گشته بود ، و علوم آزمايشگاهى توفيق نسبى خويش را در مهار طبيعت تثبيت كرده بود .
در چنين نبرد نابرابرى بود كه بار ديگر نوانديشان مسلمان به تكاپو افتادند تا شكاف ژرف ميان سنت و ديندارى را با تجدد و تمدن از ميان بردارند ، و شوكت و پارينهء دين را در وفاق با قافلهء علم جلوه دهند .
در اين راستا گروهى از نوانديشان چون عبد الرحمن كواكبى ( 1320 ه ) سر سيد احمد خان هندى ( 1898 م ) ، سيد امير على ( 1347 ه ) شيخ محمد عبده ( 1905 م ) ، سيد رشيد رضا ( 1935 م ) ، طنطاوى مؤلف جواهر القرآن ، عبد الرزاق نوفل مصرى مؤلف القرآن و العلم الحديث و . . . در صدد برآمدند تا معارف و رهنمودهاى اسلام را منطبق با قوانين علمى بدانند ، تا از قافلهء تمدن و دانش عقب نمانند .
اين مرعوبيت باعث شد ، برخى از اين نوانديشان تا آنجا پيش رفتند كه در مقام تشريح فوايد جسمانى و اجتماعى عبادات و فرايض شرعى برآمدند و معيار حقانيت اسلام را توافق با قوانين علمى مربوط به طبيعت دانستند و به تطبيق آيات قرآن با علوم روز و تأويل ناموزون آنها دست يازيدند . « 1 » برخى از اينان اعجاز و آثار معنوى دعا ، فرشتگان ، شياطين و غالب امور ماوراى علمى را به ديدهء انكار نگريستند ! « 2 » اين شيوه از شناخت كتاب كه به دعوى احياى دين صورت مىگرفت ، روح آفاقگير آن را به دشنه زخمين مىكرد . اين رويكرد نيز روى ديگر همان سكهء
هامش
( 1 ) - ر . ك : تاريخ نهضتهاى دينى ، اسلامى معاصر ، على اصغر حلبى ، ص 143 ، نيز تفسير و تفاسير جديد ، بهاء الدين خرمشاهى ، ص 59 .
( 2 ) تفسير و تفاسير جديد ، بهاء الدين خرمشاهى ص 62 .