مخاطبهاى انسانى را در نظر گرفته است ، تا مرحله به مرحله پذيراى ابعاد گوناگون معرفتى و دستورات رفتارى اين آئين پايدار باشند . بنابر مصالح مورد نظر احكام الهى همه يكسان و يكنواخت نمىباشد ، برخى احكام به حسب شرايط و موقعيت اجتماعى عصر نزول داراى مصلحت موقت بوده است و در نتيجه حكم خاص آن موارد نيز از همان آغاز نيز در نزد خداوند قلمروى محدود داشته ، ليكن بنابر حكمتهايى بر مردم مكتوم داشته شده است .
همين طور التزام به تنافى آيات قرآن به دليل ناسخ و منسوخ ، ناشى از بىتوجهى به اين حقيقت است كه اختلاف منفى ، « 1 » در آيات قرآن ، اختلاف حقيقى و در ظرف واقع است و نه اختلاف ظاهرى و شكلى كه با ملاحظه مناسبات زمان دو حكم بر طرف مىشود .
از سوى ديگر ، نا آگاهى مخاطبان به هيچ روى از نظر عقلى عذر مقبولى براى وقوع در خطا و اشتباه نمىگردد . چرا كه آنها وظيفه دارند ، به جستجوى عام و خاص ، محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ و . . . برآيند و سپس اقدام به عمل نمايند .
همان گونه كه انحصار دادن فايدهى آيات شريفه قرآن به بيان حكم عملى ، نيز قضاوتى نارسا در شأن قرآن است . زيرا تشريع احكام رفتارى يكى از فوايد به حساب مىآيد و آيات قرآن چهرههاى گوناگون و آثار مختلف معرفتى ، تربيتى و عملى را متضمناند .
نسخ مقبول ، نسخ حكم و نه تلاوت
دانشمندان اسلامى نسخ قرآن را چند گونه تصوير كردهاند كه برخى اقسام مورد پذيرش و اتفاق همه مسلمانان است و برخى مورد اختلاف است .
آن قسمى كه معروف و مورد توافق همه فرق اسلامى است ، نسخ حكم آيه
هامش
( 1 ) نساء / 82 .