تشريع شد . قرآن كريم نسخ حكم قبله مسلمين را چنين ترسيم مىدارد :
وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ
. « 1 » اما با اين همه ، اين موضوع منشأ نقض و ابرام و ديدگاههاى گوناگونى از ناحيهء دانشمندان اسلامى و همين طور معاندان قرآن واقع شده است .
برخى به انگيزههاى حقيقت پوشى اساسا نسخ را امرى ناممكن پنداشته ، به زعم خود آن را بدون حكمت و دور از شأن خداوند قلمداد نمودهاند . زيرا اگر وضع يك حكم ناشى از مصلحت بوده ، رفع آن بىمعناست ، و اگر رفع حكم مستند به آگاهى از مصلحت جديد دانسته شود ، اين هم مستلزم نقص در ذات و فعل قانونگذار است .
همچنان كه برخى پنداشتهاند التزام به ناسخ و منسوخ در متن قرآن مستلزم تنافى و اختلاف ميان آيات است ، در حالى كه راهيابى اختلاف در متن قرآن محال است . « 2 »
نيز گفته شده است كه وجود آيات منسوخ سبب اشتباه مكلفّين مىگردد . زيرا گمان مىكنند كه آن آيات نيز لازم الرعايهاند .
همين طور گفته شده است كه اساسا فايدهء وجود و ثبت آياتى كه حكمشان منسوخ شده است ، در قرآن چيست ؟
اين ايرادها همه ناشى از غفلت يا تغافل از مفهوم حقيقى نسخ و حكمت آن است . همان گونه كه در بحث نزول تدريجى قرآن اشاره شد ، حكمت اساسى تدريج در تشريع و نزول آيات قرآن كريم ، قانون فطرى ، طبيعى و معقول تعليم و تربيت مخاطبان مىباشد . خداى متعال براى تثبيت معارف و نظامهاى ارزشى جاودانه اسلام ، شرايط عينى و واقعيتهاى خارجى معرفتى و توان علمى و عملى
هامش
( 1 ) بقره / 150 .
( 2 ) نساء / 82 .