حقيقت نسخ از ناحيهء خداوند تأخير در بيان زمان پايان يك حكم و قانون است كه به خاطر حكمتهايى صورت مىگيرد و نه پيدايى رأى جديد . چرا كه تبدّل رأى در ذات خدا محال است . همانطور كه بدا آشكار شدن امور تكوينى نيز به معناى ظهور يك امرى است كه در علم الهى موجود ، ليكن بر مردم پنهان بوده ، سپس معلوم گرديده است .
اين است مفهوم
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
. « 1 » خداوند همان گونه كه پيش از آفرينش ، اختياردار است ، پس از آفرينش نيز مريد و مختار مطلق است .
با توجه به تعريف ياد شده روشن گرديد كه نسخ ، قطع استمرار حكم سابق است . در حالى كه تخصيص ، محدود كردن و منحصر نمودن حكم عام به بعض افراد و رفع حكم از ساير افراد و اخراج آنان از شمول حكم است . تفكيك اين دو از همديگر امرى خطير و موجب پرهيز از خلطى است كه براى برخى رخ داده و بسيارى از مصاديق تخصيص را تحت عنوان نسخ ذكر نمودهاند ، و از همين رو در تعداد آيات منسوخ اختلاف بسيار گستردهاى پديد آمده است . « 2 »
از سوى ديگر اگر قانون و تشريعى از همان آغاز محدود به زمان معينى معرفى شده باشد ، رفع اين حكم پس از انقضاى مدت آن نيز نسخ محسوب نمىگردد .
همان گونه كه برداشتن حكم در موارد ضرر ، حرج و اضطرار و يا مصالح و ضرورتهاى موقت ديگر نيز نسخ شمرده نمىشود ، زيرا همهء اين موارد از قبيل تبديل موضوع است و نه رفع حكم .
فلسفهء نسخ در قرآن
مسألهء نسخ اجمالا مورد اتفاق همه مسلمين است . زيرا بسيارى از احكام شرايع پيشين با آمدن احكام و شرايع جديد نسخ گرديد و احكام جديدى به جاى آنها
هامش
( 1 ) رعد / 39 .
( 2 ) ر . ك : البيان ، ص 308 .