اگر ناگزير از واژهاى آشنا همانند « نور » در
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
« 1 » استفاده گردد ، باز هم اين كلمه تنها مىتواند تشبيه و تمثيلى از يك حقيقت متعالى به امور محسوس باشد :
چونكه با كودك سر و كارت فتاد * پس زبان كودكى بايد گشاد
همين طور تبيين قدرت مطلقه و استثنا ناپذير خداوند فراخور فهم عموم مردم ، مستلزم استفاده از تعابيرى كنايى است :
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 2 » ،
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ . . .
« 3 »
امّا آيا خداى جهان ، در يك قصر سر برافراشتهاى نشسته و او را دستى فراتر از همه دستهاست ؟ ! جهت نفى چنين پنداشتها از متشابهات و تنزيه ذات بىمثال خدا از هر گونه توهم جسمانيت « 4 » ، بارها و به صراحت هشدار داده شده است :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 5 » ،
سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 6 » ،
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
. « 7 »
همان گونه كه براى تفهيم فاعليت فراگير و استقلالى خداوند در سراسر گيتى ، و افادهء ديدگاه توحيدى و خدا محورى ، و نگرش آيهاى و تلقى وابستگى و تعلق همه فاعليتها به آن ذات سرمدى ، همه امور به خداوند منسوب مىگردد . تا آنجا كه مىفرمايد :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 8 » ،
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
. « 9 »
ليكن جهت پيشگيرى از هر گونه راهبرد ناصحيح و انديشه خطرناك جبرانگارى
هامش
( 1 ) نور / 36 .
( 2 ) فتح / 10 .
( 3 ) انعام / 61 .
( 4 ) ر . ك : تنزيه بارى در نگاه قرآن ، مجله مبين ، 6 .
( 5 ) شورى / 11 .
( 6 ) - نمل / 8 .
( 7 ) انعام / 100 .
( 8 ) انفال / 17 .
( 9 ) - انسان / 30 ، تكوير / 29 .