نمىباشد ، در پرتو رسوخ در فهم دين ، مىدانند كه آن آيه داراى تأويل صحيحى است و مىبايست در جهت راهيابى به مراد آن گام پويند . بدين سان ذكر عنوان ياد شده فراتر از صرف يك اعتراف است .
بدر الدين زركشى ضمن گزارش دو نظر در مورد آيه شريفه ، شرح مفصّلى در مورد عاطفه بودن « واو » نگاشته و سخن مجاهد را نقل مىكند كه اگر راسخان در علم از معناى متشابه بهرهمند نبودند ، و صرفا سخنشان اين بود كه به آيات ايمان دارند ، اين فضيلتى براى آنان به شمار نمىآمد ، زيرا اين اقرار را همه دارند . « 1 »
رابعا : در طول تاريخ تفسير ، هيچ يك از مفسران اسلامى در برخورد با آيات متشابه ، به دليل متشابه بودن توقف نكرده ، بلكه تمام آيات ارجمند قرآن ، حتى حروف مقطعه آن را نيز تفسير و تأويل كردهاند . حتى كسانى همچون فخر رازى كه تأويل متشابهات را از علوم ويژهء خدا مىداند ، در سراسر تفسير خويش مىكوشد تا مقاصد آيات قرآن اعم از محكمات و متشابهات همه را به دست آورد .
به نظر مىرسد ، اختلاف عقيده در مفهوم بودن و عدم امكان فهم متشابهات ، ناشى از اشتباه در تعيين مصاديق متشابهات است . آنان كه متشابهات را قابل فهم نمىدانند ، در بيان مصداق ، مواردى همچون علم الساعة ، اشراط الساعة و مانند آن را مثال مىآورند . در حالى كه آنچه نا معلوم است ، مصداق خارجى اين گونه عناوين است و نه مفهوم و مراد آنها ، و اين مثالها ارتباط چندانى با آيات واجد شأنيت تشابه ، ندارد .
در خاتمه ، طرح اين پرسش قابل توجه است كه با فرض عاطفه بودن « واو » ، آيا راسخان در علم منحصر در پيامبر اكرم و امامان معصوم است ؟
همانطور كه از معناى لغوى واژه مذكور استفاده مىشود ، رسوخ به مفهوم ثبات
هامش
( 1 ) البرهان فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 199 .