تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
قرآن را به گونه‌اى نازل نكرد كه همه آياتش صراحت در مقصود داشته ، قابل حمل بر احتمالات گوناگون و معانى مختلف و دستاويز افراد دلمرده قرار نگيرد ؟ پيشتر به اين مقدمه ضرورى بايد توجه كرد كه راه تفهيم و تفاهم در ميان انسانها استخدام الفاظ است و انسانها مقاصد و انديشه‌هاى درونى خويش را از اين راه به يكديگر منتقل مىسازند . خداى حكيم نيز كه پيامبرانى از سنخ خود مردم براى هدايت ايشان برگزيده است ، رهنمودهاى و حيانى خويش را از همين طريق و در قالب پيامها و تعابير كلامى توسط پيامبران به مردم ابلاغ كرده است . از سوى ديگر ترديدى نيست كه الفاظ و كلمات ، قالبها و ظروفى محدودند ، ليكن حقايق و مفاهيم نامحدود و بيكرانند . قرآن كريم ظرف معارفى و الا و نامحدود از جهان طبيعت و فرا طبيعت است كه به اراده و رحمت الهى در همين نشئهء دنيا به انسان عرضه و تفهيم شده است ، تا بشريت به اقتضاى فطرت كمالجويى خود از آن حقايق محروم نماند . اين همه در قالب همين الفاظ متعارف و كلمات محدود جاى گرفته است ، و به ناچار يك لفظ معانى گوناگونى را برتافته است . مانند لفظ شير كه داراى معانى گوناگونى است و به انواع كنايه ، استعاره ، تشبيه ، مجازگويى توسل جسته كه از سويى موجب تقريب به ذهن است و از سوى ديگر موجب پيدايى تشابه . حاصل مقدمات ياد شده آن است كه عامل اساسى در پيدايى تشابه يك سلسله عوامل طبيعى و قوانين مربوط به مفاهيم است ( جاى دادن معارف والاى حيات در قالب الفاظ كه قاصر از گنجايش آن حقايقند ) و هيچ گونه دلالتى بر قصور متكلم در عرضهء پيام خويش ندارد . « 1 » براى مثال معرّفى خداى نامحدود و كمال مطلق چه تعبيرى مىتوان آورد كه در عين گويا بودن به مقصود دشوارى ترديد زايى و شبهه برانگيزى را نداشته باشد ؟
هامش
( 1 ) ر . ك : الميزان ج 3 ، ص 58 ، نيز تلخيص التمهيد ، ج 1 ، ص 441 .