راز آميز قرار دهد كه هيچ كس ، حتى پيامبرى كه اين آيات بر او نازل شده از معنا و مقصود آنها آگاه نباشد ؟ ! آيا در اين صورت نزول اين گروه آيات خالى از فايده و بدون حكمت نخواهد بود ؟
ثانيا : در متن آيه شريفه ، محكمات به عنوان امّ و مرجع كتاب معرّفى شدهاند ، لازمه بيّن اين سخن كه وقتى در ميان دو دسته آيات محكمات به عنوان اصل و مرجع به حساب مىآيند ، آن است كه براى فهم و تشريح معانى آيات متشابه مىبايست آنها را با ارجاع به محكمات و به كمك آنها مقصد يا بى و تأويل نمود .
چنان كه همين معنا در كلام شريف امام رضا عليه السّلام مورد تنبّه است : من ردّ متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقيم . « 1 » مفاد اين كلام صراحت دارد كه متشابه آيهاى است كه استقلال در افادهء مدلون خود ندارد ، بلكه در پرتو ارجاع به سوى محكمات روشن مىگردد ، نه آنكه راهى به فهم مدلول آن پيش رو نباشد . « 2 »
ثالثا : ياد كرد راسخ در علم ، مشعر آن است كه در اين وصف نكتهاى است كه باعث شده تا راسخان اعتراف كنند همهء آيات از ناحيه خداست . اگر راسخان در علم ، تأويل متشابهات را نمىدانستند ، نام بردن آنان تنها به اين دليل كه همه آيات را از سوى خدا مىدانند ، وجهى نداشت . زيرا مؤمنان عامى نيز به اين سخن اقرار مىدهند .
اگر بپذيريم كه هر واژه از قرآن بنابر حكمت ويژهاى كه داشته به كار آمده است ، بايد اعتراف كنيم كه نام بردن راسخان در علم ، بدان جهت است كه آنان به رغم مردم عادى در برخورد با متشابهات لغزش و تزلزلى پيدا نمىكنند . راسخان در علم كسانى هستند كه در پرتو ثبات در علم اركان و قواعد دين را از منابع استوار آن آموختهاند . از اين روى وقتى با آيهاى مواجه مىشوند كه ظاهر آن مقصود
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 1 ، ص 290 .
( 2 ) - ر . ك : قرآن در اسلام ، ص 45 .