ارسال وحى مىبود . شرح و تبيين وحى و يا تعليم شيوه پيام گيرى از متن وحى ، مربوط به آورندهء پيام الهى مىبود . ابزارهاى زبانى و عرف حاكم بر تفاهم عقلا ، مأخذ متعارف در فضاى زندگى مخاطب مىبود كه مقبول گوينده وحى نيز قرار مىگرفت .
اين سه كه بر شمرده شد ، همه به نوعى خارج از حوزه ذهنى فرد مفسّر قرار دارد . در حالى كه بدون چالش فكرى وى ، در حقيقت آن مصادر به زبان نمىآيند و راز آنها گشوده نمىشود . اين كاوشگر متن مفسّر است كه با دستاويز قرار دادن آن مصادر و درگير شدن با متن ، آن را به استنطاق مىكشاند و به سخن وا مىدارد .
از اين روى اين موضوع مناقشه بردار نيست كه نيروى « عقل آدمى » نقطه تمايز حيات انسان از ساير موجودات و منبع درونى و استوار معرفت حقايق مادى و معنوى است . قوه شعور انسان همان سان كه در ضرورت وحى داور و در پذيرش آن امدادگر است ، ياريگر انسان در فهم محتواى وحى نيز مىباشد ، و روى گردانى از اين مبنا ، تلاشى بىحاصل و رويّهاى ناصواب است . تنها تأملى كه در اين زمينه ضرورى مىنمايد ، تدقيق در تعريف حدود و ضابطهمندى اين ابزار جهت پيشگيرى از رهيافتهاى نارواست . و طرفه آنكه قرآن كريم به گونهاى شگفت آور جايگاه اين ابزار پر ثمر را گوشزد نموده در مقام فهم شريعت و تدبر مخاطبان را در جنب تبيين رسول الله به عنوان شاخص نهايى و متمّم تحقق هدف نزول آن معرفى كرده است :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
. « 1 »
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها
. « 2 »
هامش
( 1 ) نحل / 44 .
( 2 ) محمّد / 24 .