صرف نظر از جهت ياد شده از نقطه نظر اسلام و سبك و سياق قرآن ، اين همه دعوت ، ترغيب ، هشدار ، نكوهش كه دربارهء تدبر ، تفكر ، تذكر ، تفقه و پرهيز از غفلت نموده ، همه حاكى از اين حقيقت بسيار والاست كه نيروى شگرف فهم و شعور درونى آدمى و حاصل تأملات منطقى او داراى اعتبار و ارزش مثبت معرفتى است . در غير اين صورت دعوت به مقدمهاى كه هيچ گونه نتيجهاى بر آن مترتب نباشد ، بىحكمت و ناشايست است . اگر تفكر منطقى وسيلهاى براى احتجاج نمىباشد و اعمال خلاقيت و استنتاج از دادههاى معرفتى كه هنر انديشه است ، بىثمر است ، دعوتهاى پى در پى قرآن كريم براى استفاده از نيرويى كه خود لبّ و عصارهء وجود انسان است ، چه مفهومى خواهد داشت ؟
در روايت معروف امام موسى بن جعفر عليهما السّلام به هشام بن حكم چنين آمده است :
« يا هشام ان للّه على الناس حجتين ، حجة ظاهرة و حجة باطنة ، فاما الظاهرة فالرّسل و الانبياء و الائمة ، و اما الباطنة فالعقول . »
در فراز ديگرى از همين كلام گرانمايه مىفرمايد : « يا هشام ! ان الله تبارك و تعالى اكمل للناس الحجج بالعقول . » « 1 »
حضرت در اين عبارت ، عقل را به گونهاى معرفى مىكنند كه اگر آن نمىبود ، حجتهاى ديگر الهى يعنى انبيا و كتب ، ناتمام مىبود و مقصود پروردگار در دعوت و هدايت مردم به بار نمىنشست .
در كلام ديگرى از امام باقر عليه السّلام چنين آمده است : انما يداقّ الله العباد فى الحساب يوم القيامة على قدر ما آتاهم من العقول فى الدنيا . « 2 »
در سخن ديگرى كه از رسول خدا نقل شده اين عبارت وجود دارد : « انّما يدرك الخير كله بالعقل و لا دين لمن لا عقل له . » « 3 »
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 13 - 16 .
( 2 ) همان ، كتاب عقل و جهل ، حديث ، 7 .
( 3 ) - تحف العقول ، ص 53 .