پيامبر را درك كرده و شاهد نزول آيات كريمه قرآن بودهاند و به عنوان قرينه بيرون محسوب است ، مىتواند براى ما « ارزش تنبيهى » داشته باشد .
همان گونه كه رسم و شيوه علمى دانشمندان در علوم مختلف آن است كه براى پژوهش در زمينه يك موضوع علمى ، ديدگاههاى عالمان پيشين را كه سنگهاى نخستين آن دانش را نهادهاند ، مىنگرند و گاه از لابهلاى آنها نكتههايى مىآموزند ، گفتههاى مستند صحابه و تابعين و مفسران پيشين نيز در شأن قرآن برخوردار از اين ميزان ارزش علمى است .
در زمينه روايات اسباب نزول ، كه بيانگر موقعيتها و زمينههاى فكرى اجتماعى نزول آيات قرآن كريم است ، بىگمان مىتوان آنها را دربردارندهء فوايد و آثارى چند همانند : ايجاد بصيرت در فهم مناسبتر آيات ، آگاهى بخشى از حكمتهاى تشريع ، تسهيل حفظ و به خاطر سپردن آيات ، پى بردن به چهره پردازىها و تاريخسازىها قرآن و . . . دانست . اما با اين وجود اين نكته را نمىتوان ناديده انگاشت كه شأن نزول به فرض صحت ، تنها تبيين كنندهء مورد نزول آيهها و شرح ظهر آنهاست ، و هرگز مفهوم عام فرازمانى ، فرامكانى آيات را محدود نمىسازد . افزون بر آنكه راهيابى و نفوذ روايات بىشمار مجعول و ساختگى در ميان روايات اسباب نزول ، راه استفاده از آنها را بسيار دشوار و ناهموار كرده است . « 1 »
4 - عقل و تفكر خلّاق
تفسير و گويايى متن وحى ، دستاورد يك تعامل چند جانبه ميان مبدأ الهى ارسال پيام ، واسطه ايصال پيام ، و مقصد گيرندهء پيام است . در ميان سه مأخذ و مصدر كه براى فهم وحى ياد شد ، استناد جويى و گوياسازى متن توسط مواجهه چهره به چهرهء خود متن و قراين و شواهد پنهان در آن ، در حقيقت مربوط به موقعيت مبدأ
هامش
( 1 ) ر . ك . اسباب يا زمينههاى نزول آيات ، نگارنده .