و مواعظ و قصص « 1 » ، متمايز از تفسير قلمداد مىشود .
با دقت و تحليل در آياتى كه واژه تأويل در آنها نامبردار است و رواياتى كه از سنت معصوم نقل است و نظرات انديشمندان اسلامى ، مىتوان به اين نتيجهگيرى نزديك شد كه تأويل قرآن به دو معناى حى قابل تفكيك است :
1 . تأويل مختص به آيات متشابه ، كه مفاد آن ، يافتن معناى حقيقى مراد و دفع تشابه است ، همان گونه كه آيه هفت آل عمران نشانگر آن است و آيات متشابه را مستقل در افادهء مقصود ندانسته ، استنتاج از آنها را ويژه راسخان در علم با استناد به محكمات مىداند . چه اينكه اين دسته آيات افزون بر ابهام ، شبهه انگيزند و دستاويز بيماردلان واقع مىگردند ، همانند كاربرد تعابير وجه در
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
« 2 » ، يد در
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 3 » ، نفس در
يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 4 » ، جنب در
عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
« 5 » ، فوق در
هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
« 6 » ، قرب در
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 7 » و . . . در مورد خداى سبحان كه موجب ايهام مشابهت پروردگار با موجودات امكانى است .
2 . تأويل عامى كه همه آيات شريفه قرآن دارند ، يعنى بطن و لايههاى زيرين .
منظور از بطن در مقابل ظهر ، آن مفهوم فراگير و عام منتزع از فحواى آيه است كه در مورد خاصى نازل شده است . مورد نزول آيه با تمام خصوصيات زمانى مكانى و مناسبات نزول ، ظهر آيه نام دارد . ليكن اگر آيه را از همهء اين ويژگيهاى موردى و قشرهاى رويين تجريد نماييم و به اصطلاح الغاى خصوصيت كرده ، گوهر اصلى آن
هامش
( 1 ) الميزان ، ج 3 ، ص 48 .
( 2 ) انعام / 52 .
( 3 ) فتح / 10 .
( 4 ) آل عمران / 28 .
( 5 ) زمر / 56 .
( 6 ) انعام / 18 .
( 7 ) ق / 16 .