تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
يعنى كلمه‌ها براى جايگاه لازم خود ، و ايجاد گوياترين سازه‌هاى تركيبى و شيواترين ساختمان در تركيب جمله‌ها ، موجب دلپذيرى سخن و تأثير آفرينى آن در قلوب مىشود . قرآن كتابى است سرشار از فصاحت و بلاغت و آراسته به انواع گوناگون محسّنات لفظى و معنوى . خداى بزرگ با دانش بيكران خويش جهت تفهيم هر چه بهتر حقايق نامحسوس و فراطبيعى خود در قالب الفاظ ، ناگزير از به كارگيرى انواع هنرها و آرايه‌ها بوده است . درك اشاره‌ها ، كنايه‌ها ، تمثيل‌ها ، تصويرها ، تشبيه‌هاى معقول به محسوس ، استعاره‌ها و . . . نيازمند به شناخت و آگاهى از دانش معانى بيان است . كسى كه در مقام تفسير كلام خدا بر مىآيد ناگزير مىبايست از انواع گوناگون فنون بلاغت و صنايع لفظى و معنوى بديعى همچون سجع ، ترصيع ، جناس ، انواع تشبيه ، اقسام علاقه كه موجب گذر از معناى حقيقى به مجازى است ، كنايه‌ها ، حسن تعليل ، التفات ، ارسال مثل ، حسن مطلع ، حسن تخلص ، تلميح و جز اينها آگاهى داشته باشد ، تا بتواند جايگاه معناى حقيقى و راستين كلام را ، آنسان كه مراد گوينده است دريابد . سيوطى مىگويد : دانش معانى ، بيان و بديع كه موسوم به علوم بلاغتند ، ركنى مستحكم در كار و بار دانش تفسير است ، چه آنكه اعجاز قرآن كريم در پرتو اين علوم شناخته مىگردد . « 1 » اصول عرفى حاكم بر الفاظ جهت تعيين دلالت كلام و مراد متكلم . دانش تفسير در صورتى مثمر خواهد بود كه مخاطب كلام دو مرحله اساسى را جهت رسيدن به مقصود گوينده پشت سر بگذارد . چه اينكه هم مىدانيم الفاظ در مقام كاربرد و استعمال هميشه در قلمرو معناى حقيقى خويش باقى نمىمانند ، بلكه در بسيارى از موارد در مفهوم مجازى به كار مىروند . افزون بر اين ، ممكن است گويندهء سخن به هنگام استعمال كلام غير از مفهوم ظاهرى سخن منظور ديگرى را در نظر داشته
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 4 ، نوع 77 .