همانى مفهومى كه زمينهساز نسبت در قضيه منطقى است ، از علايم حقيقت است .
در صورتى كه معناى مجازى و . . . فاقد اين خصيصه است .
از سوى ديگر قاعده مقدمات حكمت ، نيز بيانگر اين اصل است كه وقتى گويندهاى در مقام بيان مقصود خويش بود ، و در چنين موقعيتى ايراد سخن نمود ، الفاظ وى همان معانى وضع شدهء لغوى را افاده مىنمايد ، و به هيچ روى تابع و اسير متكلم نخواهد بود . بنابر اين اگر او مدعى شود كه مقصود من معناى ديگرى غير از معناى وضعى كلمه بوده و يا قصد شوخى و جز آن را داشته است ، هرگز ارتكاز عرفى عقلا اين ادعا را از او نمىپذيرد . « 1 »
2 - مضمون و سياق خود قرآن
الف ) قراين ناپيوستهء گويا
براى فهم مقصود هر گويندهاى مناسبترين شيوه آن است كه سخنان گوناگون خود او را در كنار هم و مرتبط با هم بنگريم و ارزيابى و نتيجهگيرى كنيم . قرآن كريم كلام جامع الهى است كه اصول اساسى هدايت و تربيت بشر را در خود نهفته دارد .
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
. « 2 »
هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ
. « 3 »
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
. « 4 »
قرآن كه بيان كننده هر چيز ، راهنما و روشنگر و جدا كنندهء حق از باطل است ، متصور نيست كه در تبيين مقاصد خود نارسا باشد . از اين روى متقنترين مأخذ و در راستاى كشف مقاصد خداى بزرگ نگرشى پيوستارى به متن قرآن عظيم و
هامش
( 1 ) جهت شرح بيشتر اين گونه مباحث ، ر . ك : كفاية الاصول ، مبحث الفاظ .
( 2 ) نحل / 89 .
( 3 ) بقره / 185 .
( 4 ) طارق / 14 .