و علم الاحكام ، و علم الكلام ، و علم الموهبة . « 1 »
در اين فصل مىكوشيم تا مهمترين ابزارها و دستاويزهاى فهم كلام الهى را طبق يك نظام بندى مرور كنيم .
1 - ادبيات و قواعد زبان شناسى .
براى درك سخن هر گوينده و نقطه آغاز تفاهم ، نياز به آگاهى از قواعد اوليه مربوط به زبان و لغت اوست . بدين لحاظ از آنجا كه زبان و لغت قرآن عربى است ، داشتن اطلاعات كافى و عميق از ادبيات اين زبان از ضروريات است . امام شاطبى مىگويد :
من اراد تفهم القرآن ، فمن جهة لسان العرب يفهم ، و لا سبيل الى تطلب فهمه من غير هذه الجهة . « 2 »
در اين جا مهمترين عناوين مربوط به عنوان ياد شده را بر مىشماريم .
معنا شناسى واژهها . شناخت دقيق معانى و مدلولات لغوى واژگان از لوازم اساسى تلاش مفسّر است . اما بايد با كوشش پىگير خود و با استفاده از كهنترين منابع لغت شناسى و كتب نظم و نثر مقارن عصر نزول ، به معناى متداول هر واژه در آن روزگار دست يازد . همين طور مىبايد تفاوت قالب و مدلول كلمهها را تشخيص دهد . براى مثال بداند كه « حمد » و « مدح » چه نقاط مشترك و متفاوتى با همديگر دارند ، كلمه « الله » واجد چه نوع بار معنوى خاصى است ، كلمه « ربّ » چه ويژگى محتوايى را افاده مىكند ، و آيا در قرآن لغات مترادف داريم يا نه . مناسبترين منابع قابل استفاده در اين راستا ، اشعار جاهلى همچون « معلقات سبع » و امثال آنهاست .
چنان كه از ابن عباس نقل شده است :
هامش
( 1 ) مقدمه تفسير ، ص 93 .
( 2 ) موافقات فى اصول الاحكام الشريعة ، شاطبى ، ج 2 ، ص 64 .