شرعى در معناى خاصى شدهاند ، بدين سان نمىتوان صوم را به استناد لغت شناسى به معناى درنگ و امساك معنا كرد ، و صلات را دعا . بلكه مىبايست معناى اصطلاحى آنها در شرع نيز جستجو شود .
صرف شناسى و علم اشتقاق . چيرگى و آگاهى دقيق نسبت به ريشه اصلى واژهها و تشخيص اسم و فعل و حرف ، جهت تفكيك معانى اصلى و تبعى ، و تفاوتهاى معنايى كه شكلها و اشتقاقات گوناگون پديد مىآورد ، از ابزارهاى لازم دانش تفسير است . زيرا عدم احاطه به اشتقاق كلمات ، خطاهاى تفسيرى را در پىدارد .
زمخشرى در اين باره مىگويد :
من بدع التفاسير قول من قال : انّ الامام فى قوله تعالى : يوم ندعو كل أناس بامامهم « 1 » جمع « امّ » و انّ الناس يدعون يوم القيامة بامهاتهم دون آبائهم . و هذا غلط أوجبه جهله بالتعريف ، فانّ « امّا » لا يجمع على « امام » . « 2 »
همانطور كه اگر كسى عالم به اشتقاق كلمه « مسيح » نباشد و نداند از « سياحه » است ، يا از « مسح » ، طبيعى است كه در معناى آن دچار مشكل خواهد شد . « 3 »
نحو شناسى . دانستن جايگاه تركيبى كلمات در ساختار جملهها و نقش هر يك ، براى فهم آيات قرآن امرى اجتناب ناپذير است . تبيين ، مبتدا ، خبر ، فاعل ، مفعول ، صفت ، ظرف ، حال ، مصدر ، اسم زمان و مكان و . . . تأثير بسزايى در مفهوم جمله ايفا مىكند .
پيداست كه ملاك مراجعه به كتب نحو ، مراجعه به مصادر معتبر و قواعد متفق عليه است و نه آراى نادر و يا مورد اختلاف .
معانى ، بيان ، بديع يا قواعد زيبا سازى كلام . يافتن مناسبترين مواد و مصالح
هامش
( 1 ) اسراء / 71 .
( 2 ) الاتقان ، ج 4 ، ص 214 .
( 3 ) همان .