فصل سوم ابزارها و مصادر تفسير
از رهگذر مباحث گذشته ، فهم پذيرى كلام خدا و ضرورت آگاهى از علم تفسير معلوم گرديد . طبيعى است كه براى شناخت قرآن به عنوان منبع اساسى معرفت دينى ، ما نيازمنديم كه ابزارهاى خاص آن را پيدا كنيم و حدود استفاده از هر يك آنها و ميزان تأثير و اعتبار از آنها را بدانيم . اما اين ابزارها و مصادر را چه كسى معيّن مىكند ؟ چگونه قابل شناسايى است ؟
روشن است كه ايفاى نقش اساسى در تعيين اين ابزارها از ناحيه دو عامل است :
يكى موضوع و قلمرو پژوهش مورد نظر . دوم موقعيت فرد عالم و پرسشگر متن . در مباحث پيشين اشاره شد كه موضوع و محور معنابخشى در تفسير ، « كلام خدا » است . پرواضح است كه اين كلام به اقتضاى جايگاه وجودى گويندهء خويش در كليت متفاوت از كلام انسانى است ، گو اينكه ممكن است جهت اشتراكى نيز ميان آنها يافت شود . از همين روى قرآن در شكل و ساختار ظاهرى كلام ، همان شيوهء محاوره و مفاهمه عرف عقلا را در ارائه پيام خويش ملحوظ داشته است ، . بنابر اين در نوعيت از همان ابزارها و قواعد گفتمان عرفى پيروى مىكند .