برزخ ، سؤال و گواهى شهود و بهشت و نعمتها و جهنم و عذابها و عالمى بىپايان و بيكران ، شرح درخواستها و بايستهها و نبايستههاى خدا و انشاآت دستورى و پرهيزى خدا از انسان و . . . است .
همچنان كه اشاره شد اين پرسش طبيعتا در مرحله نخست براى گروهى از ژرفكاوان مسلمان پديد آمد كه وقتى در قرآن صفاتى چون تكلم و سمع و علم و رحمت و قدرت را به خداوند نسبت مىدهد - صفاتى كه به نحوى در انسان نيز وجود دارد - مفهوم حقيقى اين صفات در خداوند چيست ؟ آيا اين واژگان افاده كنندهء همان معانى متعارف در انسان است ؟
همين طور اين نوع استفهام به گونهء ديگرى در زمينه افعال بارى رخ مىنمايد .
كاربرد تعابير به ظاهر حسى و مادى مانند ،
جاءَ رَبُّكَ
، « 1 »
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ،
« 2 »
وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى ،
« 3 »
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
« 4 » و . . . بسيار مسأله برانگيز بود .
كشمكشها و منازعات بىفرجام ظاهر گرايان و اهل تأويل و راهبردهاى تنزيه و تعطيل و تشبيه ، همه در تحليل و معنايابى همين موضوع بود . البته اين مشكل به همين عرصه محدود نماند ، بلكه در حوزههاى ديگرى همچون عهد و ميثاق خدا با انسان و عالم ذر ، گفتگوى خداوند با فرشتگان ، عصيان آدم و خروج از بهشت ، اعتراف به گناه و توبه و . . . نيز مطرح شد . همين طور در گستره مفاهيم عددى ، همانند آفرينش در شش روز « 5 » و سموات سبع « 6 » پيش آمد كه اين آيات را چگونه مىتوان معنا كرد ؟ آيا همان معانى روئين و ظاهرى اين آيات منظور است ؟ يا
هامش
( 1 ) فجر / 22 .
( 2 ) يونس 3 / .
( 3 ) انفال / 17 .
( 4 ) مائده / 64 .
( 5 ) اعراف / 54 .
( 6 ) طلاق / 12 .