براى آن ديار و مخاطبان ايشان نبوده است .
شايد كلام شريف نبوى نيز ناظر به همين آيه باشد كه فرمود : انّا معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس به قدر عقولهم . « 1 »
هر چند ممكن است حديث شريف متضمن مقتضيات فكرى و روحى معاصران هر پيامبرى مىباشد .
ب ) در قرآن كريم بارها تصريح شده است كه قرآن به زبان مردم و براى فهم ايشان است .
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
« 2 » ،
هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ
. « 3 »
ج ) دعوت به تدبر در محتواى قرآن :
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
« 4 » ،
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
. « 5 »
طبيعى است كه اگر تدبر و ژرف انديشى متن قرآن بازيافت معرفتى و هدايتى ثمر بخشى نداشته باشد ، دستور دادن به آن از سوى خداى حكيم بيهوده خواهد بود .
د ) تحدّى و هماورد جويى از مخالفان آياتى كه مكرر از مخالفان و معارضان قرآن طلب مىكند ، اگر براستى در خدايى بودن آن ترديد دارند ، مانند آن را بسازند و به خدا نسبت دهند ، نشان روشنى از اين واقعيت مىدهد كه قرآن در ظرف فهم و درك و مقايسه آنها جاى مىگيرد و بر همين
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 1 ، ص 106 .
( 2 ) آل عمران / 138 .
( 3 ) ابراهيم / 52 .
( 4 ) ص / 29 .
( 5 ) قمر / 17 .