فصل دوم زبان شناسى قرآن
بىگمان راه دستيابى به مقاصد هر گويندهاى شناخت زبان مفاهمه اوست . غرض از زبان شناسى در اين مقوله ، لغت و لهجه تكلم و خط و نگارش نمىباشد كه ميان اقوام گوناگون و نژادهاى مختلف جغرافيايى عالم ، متفاوت است . زيرا همه مىدانند كه زبان قرآن از اين جهت عربى است كه متمايز از صدها نوع زبان ديگر همچون فارسى ، انگليسى ، عربى ، فرانسوى و غيره است . صرف نظر از اين تمايز لغوى ، در قلمرو درونى هر يك از زبانهاى مردم دنيا نوعى تمايز در گفتمان و نوشتار موجود است . دانشمندان رشتههاى گوناگون علمى مانند حكيمان ، عارفان ، پزشكان ، فيزيك دانان ، شيمى دانان ، زيست شناسان ، رياضى دانان ، حقوقدانان ، سياستمداران ، و . . . هر يك اصطلاح مخصوص حوزه علمى و طريقه محاوره ويژهء خويش را دارند كه با آن حرف مىزنند و مىنويسند ، چنان كه سربسته و به رمز سخن گفتن ، رسم و مرام عرفاست و در غالب اين علوم الفاظ و واژگان در معانى لغوى آغازين خود به كار نمىرود ، هر چند بىتناسب با آن نيست .
نيز در ميان هر قوم و نژادى يك نوع زبان عمومى و همگانى ، و يك نوع زبان