صورتى رواست كه قرينه و شاهد كافى بر آن موجود باشد . از اين روى بعيد به نظر نمىرسد كه براى نوع بشر يك زبان همگانى و مشترك در تمام ساحتهاى گوناگون علمى و نيازهاى عملى زندگى قائل شويم كه تمام طبقات اعم از عالمان ، اديبان متوسطان و عاميان ، به فراخور موقعيت فكرى خويش بدان ملتزمند .
منشأ پيدايى زبان شناسى دينى
پرسش دوم كه مقتضى روند تحقيق ماست آن است كه زبان متون مقدس دينى و از جمله قرآن كريم به عنوان مأخذ ارجمند شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم چه زبانى است ؟
آيا زبان قرآن يك زبان علمى ، اديبانه ، ويژه و متفاوت با زبان عرف عقلاست ؟ و يا آنكه شيوهء مفاهمه قرآن كريم همان قالب عرف و عقلاى بشر است ؟
پيش از پاسخ به اين موضوع لازم است اندكى پيرامون منشأ پيدايش اين بحث جستجو كنيم ، تا جايگاه و اهميت موضوع روشن گردد . منشأ و زمينههاى پيدايش اين موضوع در حوزه دين شناسى مسلمانان بر خلاف زمينههاى پيدايى زبان دين در جهان غرب مسيحى كه عوامل و اسباب خاص خويش را دارد ، از آنجا نشأت يافت كه ژرف انديشان مسلمان در فهم معانى پارهاى آيات همچون مشابهات و حروف مقطعه و غيره مواجه با اشكال شدند .
مىدانيم كه مفاهيم دينى و به ويژه قرآنى ، گسترهاى به فراخور تمام ابعاد حيات و روابط گوناگون انسان با مبدأ ، مقصد هستى ، طبيعت و هم نوعان و حشر و نشر آدمى دارد . اين دعاوى گوناگون شامل گزارههاى توصيفى از خدا ، صفات و افعال او ، آفرينش جهان در شش روز ، آفرينش انسان در مراحل گوناگون ، تكلم خدا با فرشتگان ، ميثاق ذر ، ابليس ، هبوط انسان از بهشت ، توبه ، گزارش جلوههاى طبيعت ، آسمانها ، زمين ، پديدههاى آسمانى و زمين ، ابر ، باد ، باران ، شرح تاريخ ديانت و سرنوشت انسان در زمين ، امتها ، پيامبران و معجزاتشان ، فرجام پند آموز خوبان و بدان ، تبيين قانونمندى و سنت مدارى عالم ، وصف جهان پس از مرگ ،