دريافت دين فطرى و خردمندانه اسلام پديد انجاميد و اين امر تا بدانجا پيش رفت كه اساس توحيد و كمال ذات بارى در لايههاى اين كژانديشى واژگونه تفسير گرديد .
اين همه از آنجا پديد آمد كه مسلمانان پيام هدايتگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم يعنى تمسك توأمان به قرآن و عترت را كنار نهادند : ايها الناس ! انّى تارك فيكم الثقلين ، ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى ابدا ، كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى . و انّهما لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض . « 1 »
اين گمراهىها وقتى رخ نمود كه شعار « كفانا كتاب اللّه » جايگزين رهنمود پيامبر خاتم گرديد .
همين طور ممكن است برخى از اين اختلافها ناشى از هوا پرستى ، اغراض پست دنيوى و دين به دنيا فروشى برخى عالم نمايان ، پديد آمده باشد و برداشتها و معانيى به آيات خدا نسبت داده شود كه ناصواب و ناشايست باشد . حقيقت جويان و دين خواهان راستين مىبايست در برابر آنها بىتفاوت نباشند و جلوى كج انديشىها و خودخواهىها و برداشتهاى ناسالم و تحريفآميز معانى كتاب خدا را بگيرند ، چنان كه در خود قرآن كريم مكرر اين امر گوشزد شده است :
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ . . .
« 2 »
بالاخره نوع ديگرى از اين اختلافها مىتواند فراوردهء هجوم و نفوذ فرهنگ و افكار بيگانگان در حوزه فرهنگ و انديشه اسلامى باشد . با اوج و گسترش نهضت اسلام ماده پرستان ، ملحدان ، مشركان ، عالمان يهود و نصارا و . . . كه بساط عقايد باطل خويش را بر باد فنا مىديدند ، خود را در زير نقاب اسلام جاى دادند و در دربار امويان و عباسيان و يا در گوشه و كنار جغرافياى اسلامى ، تفسير كنندهء اسلام
هامش
( 1 ) كنز العمّال ، ج 1 ، ص 44 ، مسند احمد حنبل ، ج 5 ، صص 182 و 189 .
( 2 ) مائده / 13 .