برأيه كلامى . « 1 » در برخى از اين روايات تفسير قرآن ، دور از دسترس عقل و دل انسانها قلمداد شده است .
جابر بن يزيد مىگويد : از امام باقر عليه السّلام از تفسير كلام خدا پرسيدم ، پاسخ فرمود .
بار ديگر پرسيدم ، به گونهاى ديگر پاسخ فرمود . وقتى علت اين تفاوت را پرسيدم ، فرمود : يا جابر انّ للقرآن بطنا و له ظهر ، و للظهره ظهر ، يا جابر و ليس شىء ابعد من عقول الرّجال من تفسير القرآن ، انّ الاية يكون اوّلها فى شىء و آخرها فى شىء و هو كلام متصل متصرّف على وجوه . « 2 »
و در پارهاى از روايات اين گروه ، از « ضرب قرآن به قرآن » نهى شده است :
ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الّا كفر . « 3 »
ارزيابى :
اين نكته بديهى است كه اظهار نظر دربارهء كتاب خدا ، اگر مبتنى بر ضوابط علمى و قواعد عقلايى نباشد ، نادرست است و مصداق تفسير به رأى و افترا بر خداوند خواهد بود . تفسير به رأى از جمله آفات مهم تفسير است و طبيعى است كه امرى مطرود به شمار آيد . تفسير به رأى مصاديق و نمودهاى گوناگونى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود .
1 . تفسير كردن كتاب خدا بدون داشتن صلاحيتهاى لازم و آشنايى با راه و رسم و ضوابط صحيح آن . ( در مباحث آينده آن ضوابط ذكر خواهد شد ) زيرا اين اظهار نظر مصداق قول بدون علم است .
راغب اصفهانى پس از بيان دو ديدگاه افراطى و تفريطى در جواز و عدم جواز تفسير ، خود شروطى دهگانه را براى مفسر كتاب خدا بر مىشمارد ، سپس مىگويد :
« كسى كه واجد اين شروط بوده آنها را رعايت كند ، سخن او در شأن كلام خدا ،
هامش
( 1 ) امالى صدوق ، ص 6 .
( 2 ) وسائل ، ج 18 ، باب 13 از ابواب صفات قاضى ، حديث 41 .
( 3 ) همان ، حديث 22 .