2 . روايات جمع قرآن توسط خلفا و وجود قرآنهاى ديگر .
عنوان ياد شده حاصل سخن حاجى نورى در فصلهاى دوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم است . او در اين فصول به كيفيت جمع قرآن در روزگار ابو بكر ( فصل دوم ) و عثمان ( فصل هفتم ) و وجود مصاحف ديگرى همانند مصحف حضرت على عليه السّلام ( فصل چهارم ) و مصحف عبد اللّه بن مسعود ( فصل پنجم ) و مصحف ابىّ ابن كعب ( فصل ششم ) ، كه مخالف مصحف كنونى يعنى مصحف رسمى دستگاه خلافت بودهاند ، اشاره كرده ، از اينها تحريف قرآن موجود در دست مسلمانان را نتيجهگيرى كرده است .
چنان كه در بخش مربوط به نزول و تدوين قرآن به تفصيل شرح داده شد ، متن قرآن كريم بتمامى در عصر رسول اكرم به دستور آن گرامى تحرير شد . مأخذ اصلى نگارشهاى بعدى كه به دواعى گوناگون انجام گرفت ، افزون بر حافظهء تمام صحابيان ، مكتوبات كاتبان وحى ، رسول خدا بوده است ، و عدم كاستى و فزونى و تغيير متن حاضر از وحى قرآنى نازل بر پيامبر خدا ترديد نابردار است . مصاحف شخصيتهاى والاى ديگر با قرآن موجود ، تفاوت در متن نداشته ، بلكه آنچه كه به عنوان موارد اختلاف ياد شده از قبيل نگارش بر ترتيب نزول ، بيان شأن نزول ، تفسير و تأويل و بيان مصداق و غيره بوده است و اگر قرآن موجود با قرآن مدوّن عثمانى تفاوت متن داشت ، حضرت على عليه السّلام به آن اعتراض و در عصر خلافت آن را اصلاح مىكرد .
3 . اخبار نسخ التلاوة .
در كتب اهل سنّت روايات فراوانى نقل شده است كه مضمون آنها گوياى نسخ تلاوت ، در بخش معظمى از قرآن است ! اين اخبار كه توسط اهل الحديث و حشويه عامه نقل شده از لحاظ سند مردود ، و از حيث محتوا مطرود و مناقض دلايل قطعى است . اين مجموعه اخبار كه بدون ارزيابى سند و مضمون مورد پذيرش عامه واقع شده ، جهت پرهيز از اتهام تحريف ، موسوم به نسخ تلاوت شده است . فصول سوم و هشتم و از جمله دلايل ميرزاى نورى در