تأليف وى با عكس العمل بسيار منفى دانشمندان شيعه و سنى مواجه گرديد .
رديههاى فراوانى از سراسر عالم اسلام بر كتاب وى نوشته شد ، كه كشف الارتياب فى عدم تحريف الكتاب نوشتهء معاصر وى ، شيخ محمود بن ابى القاسم مشهور به معرّب طهرانى ( 1323 ه ق ) با استوارى خود ، او را به انفعال كشاند . ليكن آثار شوم اين نظريهء بىاعتبار رخنهاى عظيم و فتنهاى پر غوغا در عالم اسلام و مجادلات نوپاى شيعه و سنى و طعن بر يكديگر گرديد .
شگفت آنكه از دلايل دوازدگانهء او تنها دو دليل از طريق شيعه نقل شده ، باقى همه از احاديث اهل سنّت است كه خود آنان نيز كمترين اعتبارى براى آنها قائل نمىباشند . دلايل دوازهگانهء وى در امور ذيل خلاصه مىشود :
1 . مشابهت امت اسلامى با ساير امتها .
او در فصل يك به روايات اهل سنّت و برخى از احاديث شيعه - كلّ ما كان فى الامم السالفة يكون فى هذه الامة مثله - « 1 » و ظاهر برخى آيات -
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
- « 2 » استناد جسته است كه هر آنچه در امتهاى پيشين رخ داده است ، به دليل مشابهت ، در امت اسلام نيز رخ خواهد داد و از جملهء اين رويدادها تحريف كتاب آسمانى است .
اخبار مورد اشاره كه اخبار آحادند ، صرف نظر از مناقشه در سند هيچ گونه دلالتى نداشته به علم بر تحريف نمىانجامد . زيرا اگر مرادشان مشابهت كامل در همهء امور باشد ، مناقص آيات و روايات نفى تحريف است . همانطور كه اعجاز و جاودانگى قرآن نيز نشانگر تفاوت صريح ميان قرآن و ساير كتب آسمانى است . « 3 » و اگر مفاد اين روايات مشابهت فى الجمله در برخى امور منظور باشد ، مستلزم اثبات دعوى مستدل نمىباشد .
هامش
( 1 ) البيان ، ص 220 .
( 2 ) انشقاق / 19 .
( 3 ) ر . ك : حقائق هامّة حول القرآن ، ص 395 .