دستاويزهاى قائلان تحريف
همانطور كه ملاحظه گرديد عقيدهء رسمى و قطعى شيعه اماميه - همانند ديگر فرق اسلامى - تحريف نايافتگى قرآن بود و محدثان بزرگ ايشان از عصر ائمه عليهم السّلام تا دوران متأخر يعنى زمان خاتمة المحدثين شيخ حرّ عاملى و ملا محسن فيض هر يك به تصريح و تأكيد صيانت قرآن از هر گزندى را بيان داشته بودند و احدى از ايشان سخنى از تحريف به ميان نياورده بود ، هر چند كه در ميان عامه سخنان اهل حديث و حشويه ايشان مبنى بر نسخ تلاوت مستلزم تحريف كتاب شريف مىنمود .
اما در طليعهء قرن دوازدهم گروهى از متنسّكان بىژرفا پديد آمدند كه جز جمود بر ظاهر نقل هيچ عيار ديگرى را در امر شناخت دين نمىشناختند . اينان كه موسوم به اخباريان شدند ، به انگيزههاى تولّايى و تبرّايى افراطى و براى تكريم عترت پيامبر و طعن بر اغيار و مخالفان ايشان به اصطلاح جاى اصلاح ابرو ، چشم را كور كردند ! پيشوا و جلودار اين جمع شخصيت دلسوز ولى ساده دل يعنى سيد نعمة اللّه جزايرى ( 1112 ه ق ) بود كه براى نخستين بار افسانهء تحريف قرآن را سر داد . وى در كتاب الانوار النعمانية كه مملو از قصص ، افسانهها و منقولات ساختگى و نابخردانه است ، بر اساس اخبارى از اين دست به زعم خويش دست اغيار را در دست اندازى نسبت به ساحت قرآن رو كرد و ايجاد تغيير و تحريف در كتاب خدا را افشا كرد ! « 1 » سپس همين انديشه توسط هم رأى او ميرزاى نورى ( 1254 ه ق ) شاگرد شيخ انصارى و استاد شيخ آقا بزرگ تهرانى مؤلف الذريعه و شيخ عباس قمى مؤلف سفينة البحار دنبال شد . او كتاب فصل الخطاب را در سه مقدمه و دوازده فصل تنظيم كرد و فصول دوازدهگانه را به عنوان دلايل گوناگون بر تحريف پنداشت .
هامش
( 1 ) الانوار النعمانية ، ج 1 ، ص 97 ، 98 ، 277 ، ج 2 ، ص 357 ، منبع الحياة .