موجب اسقاط و فقدان اعتبار خود آنها مىشود ، يعنى از ثبوت آنها عدم آنها لازم مىآيد . « 1 » مشكلى كه اخباريان داشتهاند مشكل روش شناسى در معرفت الحديث و فهم دينى است . زيرا قرآن را كه متن قطعى الصدور و حاكم بر حديث و محك و ملاك صدق آن است ، محكوم داورى حديث قرار دادهاند . اين همه بيراهه روى ، ناشى از اتكاى افراطى به هر گونه منقول بوده است كه راه نقد و نگرش واقع بينانه را مسدود كرده است .
اين همه ، تمام آن چيزى است كه گروهى كوشيدهاند به گمان خدمت به قرآن آن را گوشزد همگان نمايند ، تا ثابت كنند كه گروهى جفا پيشه در شأن قرآن ستم روا داشته در حق آن خيانت ورزيدند و آن را به تحريف كشاندند ! ليكن ديديم كه اين بيهودهگويىهاى سادهلوحانه كمترين ارزشى در نگاه امت اسلامى ندارد . زيرا متن متواتر قرآن كريم برتر از اين رخنههاست و دلايل عقلى ، و نقلى خود متن قرآن و روايات قطعى و شواهد گوياى تاريخى در ميان امت اسلامى و اجماع قطعى همهء عالمان اسلامى پشتوانهء اين اعجاز الهى است و سترگى قرآن فراتر از آن است كه نيازمند به دلسوزىهاى كوتهنظرانى چون اهل الحديث عامه و اخباريان شيعه باشد !
هامش
( 1 ) مهر تابان ، ص 206 ، از قول علامه طباطبايى ( ره ) .