در ميان بشريت به منظور بهره بردارى از آن است ، و اختصاص دادن آن به آيات نازل تا زمان نزول سورهء حجر « 1 » و يا منصرف ساختن مفهوم حفظ در علم الهى « 2 » و يا مغلوب معاندان و كين ورزان نگرديدن ، يا نسخ ناپذيرى « 3 » ، بىدليل است و نمىتوان مفاد آيه را در آنها منحصر دانست . « 4 »
همان سان كه توجيه اين حفظ در قالب حفظ فى الجمله به دليل وقوع زوال در نسخههاى گوناگون ، و اختصاص آن به نسخهء مصون موجود در نزد امام غايب ( عج ) و پذيرش تحريف ساير نسخ « 5 » ، نيز امرى بىدليل و مطرود است . زيرا هدف اصلى نزول قرآن ، وجود اين متن در ميان مردم و در دسترس آنهاست تا بتوانند از هدايت آن منتفع گردند . تحقق اين هدف تنها با وجود نسخههاى مكتوب نزد مردم و يا حفظ در سينههاى آنان صورت مىبندد و حفظ نسخهاى دور از دسترس مردم به نزد امام عصر ( عج ) تأمين كنندهء آن مقصود نيست . « 6 »
همانطور كه ارتباط دادن ذكر به پيامبر به استناد اطلاق ذكر در برخى از آيات به وجود مقدس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ( طلاق / 10 - 9 ) نيز بىربط است .
بنابر اين ، صيانت قرآن از گزند حوادث ، وعده مؤبّد الهى است كه تخلف ناپذير است :
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ
. « 7 »
آيهء ديگرى كه با صراحت بيشترى سلامت قرآن را از هر گزندى مطرح مىسازد آيهء عزّت است :
هامش
( 1 ) فصل الخطاب ، ميرزا حسين نورى ، ص 370 .
( 2 ) قوانين الاصول ، ميرزاى قمى ، ص 405 .
( 3 ) فصل الخطاب ، ص 369 .
( 4 ) - ر . ك : تفسير تبيان ، شيخ طوسى ج 6 ، ص 320 ، مجمع البيان ، ج 5 ، ص 330 و ساير تفاسير ذيل آيه .
( 5 ) همان ، ص 370 .
( 6 ) ر . ك : الميزان ، ج 12 ، ص 110 .
( 7 ) رعد / 31 .