3 . تحريف به كاهش .
محل اختلاف بيشتر همين قسم است كه آيا كلمه ، جمله ، آيه و يا سورهاى از قرآن نازل بر رسول خدا ساقط شده است يا نه ؟ عقيدهء رسمى و ترديد نابردار همه فرق اسلامى آن است كه قرآن موجود همان است كه بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نازل گرديد و هيچ گونه كاهشى در آن رخ نداده است . در اين ميان تنها پارهاى از محدّثان شيعه و حشويهء اهل سنّت مسأله كاسته شدن مقدارى از قرآن را مطرح نمودهاند كه اين ديدگاه فاقد هر گونه اعتبار علمى و مبدأ تفاسير گوناگون واقع شده است .
البته مناقشات فرقهاى و اختلافات مذهبى تأثير بسزايى در اين نسبت داشته است ، تا هر يك از طرفين اين تهمت را بر گردن ديگرى نهد . « 1 » در قرنهاى اخير دشمنان فكرى قرآن كريم از اين ماجرا بهرهء كافى بردهاند ، تا از سويى اصالت نص قرآنى را مخدوش نمايند و از سوى ديگر اين موضوع را دستاويزى براى تفرقه افكنى ميان امت اسلامى قرار دهند .
دلايل تحريف ناپذيرى قرآن
اين دلايل را مىتوان به سه دسته عقلى ، نقلى و تاريخى تقسيم نمود .
1 . عقلى .
دليل عقلى را نيز مىتوان دو نوع بر شمرد :
الف ) برهان حكمت .
اين پيش فرض مقبول همهء موحدان است كه خداى متعال تمام موجودات هستى و از جمله انسان را براى هدفى حكيمانه ، يعنى دستيابى به كمال آفريده است . از طرفى كمال انسان در پرتو « اختيار » و « آگاهى » تحقيق مىيابد ، و از سوى ديگر سرمايههاى علمى درونى وجود بشر براى دستيابى به آن هدف
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 1 ، ص 24 ، تفسير كبير ، فخر رازى ، ج 19 ، ص 161 .