تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و نه خصوص آحاد آنها . مفهوم تواتر مستلزم آن است كه اتصال اسناد در تمام طبقات محفوظ باشد و تعداد ناقلان هر يك از قراآت در هر طبقه به اندازه‌اى برسد كه موجب علم و اطمينان گردد . حال آنكه ارزيابى قراآت و موقعيت قاريان از چنين علايمى خبر نمىدهند . چه اينكه : اولا : اسناد قراآت قاريان به پيامبر ، منقول به خبر واحد براى خودشان و از ايشان به طبقات بعدى است . ثانيا : وجود تناقض در قراآت و اغلاط متعدد در قرائت برخى قاريان ، « 1 » تواتر قرائت از پيامبر را نفى مىكند . ثالثا : برخى قرّا براى صحت قرائت خود استناد به دلايل گوناگون مىنمايند و اين امر نشان دهندهء اجتهاد در قرائت است . كتب احتجاج بر قراآت « 2 » مشحون از استدلالهاى گوناگونى همچون استدلال به ادبيات و قواعد صرفى ، نحوى ، سياق آيه ، استدلال به قراآت ديگران و . . . است . رابعا : قرائت برخى از قراى سبعه از سوى عالمان اسلامى به عنوان قرائت شاذ محسوب و مردود اعلام گرديده است . اگر تمام قراآت متواتر از پيامبر مىبود كسى از مسلمانان بر خود رخصت نمىداد تا آن را نفى كند . « 3 » خامسا : قراآت هفتگانه پس از قرن دوم تكوين يافتند و بعد از قرن چهارم رواج و گسترش يافتند . در حالى كه قرآن پيش از اين دوره‌ها و در تمام طول تاريخ اسلام به طور متواتر ميان امت اسلامى دارج و رايج بوده است و اختلاف در شيوهء تعبير و اداى برخى واژگان آن ، هيچ گونه خللى به تواتر اصل و ماده آن نمىرسانده است .
هامش
( 1 ) ر . ك : ابن قتيبه ، تاويل مشكل القرآن ، نيز ابو شامه مقدسى ، المرشد الوجيز . ( 2 ) مانند الحجة ابن خالويه ، الحجة ، ابى زرعة و . . . ( 3 ) ر . ك : البيان ، ص 173 .
علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 185 | محمد باقر سعيدى روشن