تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مصدر و مأخذ قرائت مىبايست تلقّى روايت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم باشد . ليكن تمام سخن اينجاست كه آيا در مقام اثبات ، تمام قرائتهايى كه از سوى قاريان گوناگون عرضه مىشد ، در مدار همين معيار استوار گرديد ؟ يا اين گونه نيست ؟

جهات پيوند و انفصال قرآن و قراآت

حاصل تفحصهاى گذشته ، اين رهاورد است كه ميان « نص منزل قرآن » و قراآتى كه به طور گسترده در شيوه تعبير و اداى كلمات اين نص از سوى قاريان مختلف اظهار گرديد ، هر چند از سويى يك نوع پيوند و ارتباط برقرار است ، ليكن از سويى ديگر نوعى انفصال و تغاير است . نص قرآن شريف همان وحى محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است كه از روزگار پيامبر اكرم تا امروز در ميان تمام فرق اسلامى با همه اختلافات مذهبى ، سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى و نژادى كه داشته‌اند ، نسل به نسل به طور متواتر برقرار مانده ، واحدى مجال دستبرد و دگرگونى اين ماده و صورت را نيافته و صيانت آن از سوى خداى علىّ عظيم و منزل قرآن تضمين گرديده است . در حالى كه قراآت گوناگون منسوب به قاريان هرگز برخوردار از چنين ويژگى و تواتر نبوده و متفق عليه امت اسلامى نمىباشد .

دلايل عدم تواتر قراآت

گرچه برخى اصرار داشته‌اند كه اگر قراآت سبعه را متواتر ندانيم ، لازمه‌اش عدم تواتر قرآن و باعث كفر « 1 » است ، ليكن روشن است كه چنين ملازمه‌اى وجود ندارد . نهايت آن است كه به تعبير برخى « 2 » ، متواتر همان قدر مشترك بين جميع قراآت باشد
هامش
( 1 ) تفسير غريب القرآن ، نيشابورى 1 / 23 . ( 2 ) فيض كاشانى ، تفسير صافى 1 / 61 ، زرقانى ، مناهل العرفان 1 / 43 .