و نقل بود كه با مرور زمان اشتباه در نقل بعيد نمىنمود .
با اين همه متن نسخ امام ، همان نص نازل شده بر پيامبر خدا بود و لذا امام على عليه السّلام كه اعلم صحابيان در امر قرآن بود كار عثمان را تأييد كرد « 1 » و پس از خلافت هم مردم را سفارش مؤكد نمود كه به آن مصحف ملتزم باشند و در پاسخ برخى كسان كه پرسيدند : آيا فلان غلط املايى را تغيير نمىدهيد ؟ فرمود : لا يهاج القرآن بعد اليوم و لا يحوّل . « 2 » در روايت سليم بن قيس آمده است كه طلحه از امام امير المؤمنين عليه السّلام درخواست نمود كه همان مصحفى را كه پس از وفات پيامبر نوشته بودند و مردم نپذيرفتند ، اكنون عرضه نمايند .
قال : و ما يمنعك - يرحمك اللّه - ان تخرج كتاب اللّه الى الناس ؟ فكّف عليه السّلام عن الجواب اوّلا ، فكّرر طلحة السئوال فقال : لا اراك يا ابا الحسن اجبتنى عمّا سالتك من امر القرآن الّا تظهره للناس ؟ قال عليه السّلام : يا طلحة عمدا كففت عن جوابك . فاخبرنى عمّا كتبه القوم أقرآن كلّه ام فيه ما ليس به قرآن ؟ قال طلحة : بل قرآن كلّه . قال عليه السّلام : ان اخذتم بما فيه نجوتم من النار و دخلتم الجنة . . . « 3 » .
باز هم دشوارى قرائت ، پيدايش اعراب و اعجام
دانستيم كه صحابيان نخست ، قرآن را در حفظ داشته و با جان خود آميختهاند ، آنگاه آن را به كتابت مىسپارند كه مايه افتخارشان باشد . آنان آن طور قرآن را ادا مىكردند كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شنيده بودند ، و آن طور مىنوشتند كه رسم الخط روزگارشان اقتضا مىكرد . رسم الخط ايشان كه مصحف را بدان نوشتند فاقد هر گونه نقطه و علامت مشخص كننده بود و حروف مشتركى مانند س ، ش ، ب ، ت ، ث ، ع ،
هامش
( 1 ) اتقان 1 / 59 .
( 2 ) تفسير طبرى 17 / 93 ، مجمع البيان 9 / 218 .
( 3 ) بحار الانوار ج 92 ، ص 42 .