علائم تعيين كنندهء حروف و حركات ، و قابل انعطاف بود و هر يك از قاريان نيز تحرير خويش را به حسب چيرگى ، ذوق و آگاهى خود نوشته بود و بر اساس نوشتار خويش مىآموخت ، بر سر قرائت و اداى كلمات قرآن مجيد اختلاف پديد آمد و هر كس قرائت خود را صحيح و قرائت ديگرى را غلط تلقى مىنمود .
از سوى ديگر با توسعهء روز افزون اسلام و ورود قبايل گوناگون عرب و ملل گوناگون غير عرب همچون روميان ، حبشيان ، ايرانيان و . . . در جرگهء مسلمانان ، قرائت صحيح قرآن با دشواريهايى روبرو گشت . چرا كه هر يك از اين نو مسلمانان داراى زبان و لغتى خاص و لهجه و گويشى ويژه بودند و طبعا نمىتوانستند قرآن را به همان سهولت ياران پيامبر ادا كنند . در نتيجه هر روز لحن و غلط در تلفظ قرآن روى به فزونى مىنهاد و منشأ نگرانى بود . شرح اين نگرانى از زبان حذيفة اليمان ، صحابه جليل القدر و صاحب سرّ پيامبر پيداست . آن هنگام كه با نگرانى اختلاف سربازان مسلمان شامى و عراقى را در قرائت و تكفير و تخطئه يكديگر در جنگ ارمنستان ، به آگاهى خليفه رساند و از او استمداد طلبيد . گزارشهاى مكرر از اين دست عثمان را ناگزير به ايراد سخن در اين باره كرد :
انتم عندى تختلفون فيه و تلحنون فمن نأى عنّى من اهل الامصار اشدّ فيه اختلافا و اشّد لحنا « 1 » ، شما نزد من چنين اختلاف مىكنيد و در قرائت خود لحن ( لغزش ) داريد ، البته آنها كه در شهرهاى دورند اختلافشان بيشتر است .
عثمان پس از مشورت با صحابه بزرگ و موافقت ايشان پيشنهاد تدوين نسخهء رسمى ( امام ) را راهگشاى حل اين معضل دانست . بدين منظور كميتهاى مركب از زيد بن ثابت ، سعيد بن عاص ، عبد اللّه بن زبير و عبد الرحمان بن حارث را بنيان نهاد .
اما از آنجا كه اين گروه براى تحقق اين هدف مهم كفايت نمىكرد ، به سراغ ابىّ ابن كعب ، مالك بن ابى عامر ، كثيرين بن افلج ، انس بن مالك و عبد اللّه بن عباس رفتند و
هامش
( 1 ) جامع البيان ، طبرى 1 / 21 .