تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
معناى مورد نظر خداوند تلاوت مىكند ، و كلمه « رسوله » را در آيهء
أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ
« 1 » ، به كسر لام مىخواند . شنيدن اين غلط بر وى گران آمد . بىدرنگ به نزد « زياد » آمد و اعلام كرد ، آماده است تا به درخواست وى جامه عمل پوشد . زياد سى نفر نويسنده را با وى همراه كرد . او از ميان ايشان يك نفر از قبيلهء عبد قيس را برگزيد و گفت : قرآن را برگير و با رنگى متفاوت از رنگ خط قرآن طبق حركت لبهاى من نشانه گذارى كن . اگر در مورد حرفى لبها را گشوده و بالا بردم ، روى آن حرف يك نقطه بگذار ( فتحه ) . هر گاه در تلفظ حرفى ، لبهايم را پايين آوردم ، نقطه‌اى زير آن قرار ده ( كسره ) . و اگر لبهايم را بستم ، يك نقطه در وسط آن حرف بگذار ( ضمه ) . به همين روش دو نقطه علامت تنوين محسوب مىگرديد . اين كار با تأنى انجام مىگرفت و سرانجام نيز خود وى مجددا تمام نوشته‌ها را كنترل مىكرد . بدين گونه نقطه‌هايى بر روى حروف نوشته شد كه نشانه‌هاى حركات مىبود و اولين اعراب گذارى براى قرآن به شمار مىرفت .

اعجام و نقطه‌گذارى

اعجام مصدر باب افعال به معناى از ميان بردن گنگى و ابهام سخن است ، زيرا نقطه گذارى بر حروف متشابه آن را از حالت ابهام بيرون مىآورد و معلوم مىدارد كه حرفى خ ، ح ، يا ج است . به همين خاطر حروف بىنقطه را حروف مهمله نامند . كار ابى الاسود اگر چه براى نشان دادن اعراب و حركات و سكون حروف و كلمات قرآن كار ساز بود ، ولى هنوز براى قرائت صحيح و بىدغدغهء قرآن كارى تمام شده به نظر نمىآمد . چون حروف متشابه قرآن را از همديگر متمايز نمىساخت . رفع اين مشكل تنها در پرتو اعجام حاصل مىگرديد تا معلوم گردد كه مثلا كلمه‌اى « تنشزها » يا « ننشرها » و يا چيز ديگرى است . مورخان آورده‌اند كه در عهد عبد الملك و به
هامش
( 1 ) توبه / 3 .
علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 173 | محمد باقر سعيدى روشن