تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
پذيرش دستگاه رسمى خلافت واقع نشد ! آن را به خانه برگرداند و بنابر روايتى فرمود : از اين پس هرگز آن را نخواهيد ديد . آن مصحف پس از امام عليه السّلام نزد فرزندان فاطمه و امامان معصوم عليهم السّلام باقى ماند . « 1 »

تلاشهاى صحابيان ديگر

اقدام على عليه السّلام در يك جاى نهادن قرآن مؤلّف ، سرآغازى بود كه تلاشهاى ديگر صحابيان را در امر تهيه و تملك مصحف برانگيخت . پس از آنكه دستگاه خلافت نسبت به مصحف على عليه السّلام روى خوش نشان نداد ، طبعا مشاوران خليفه اين خلأ فكرى را احساس نمودند كه خلافت مىبايست يك نسخه مصحف مدوّن براى خود داشته باشد . بويژه آنكه اين وصيت از پيامبرشان رسيده بود كه در امر قرآن اهتمام ورزند و مجال ندهند همچون كتب آسمانى پيشين از بين برود . از سوى ديگر قرآن مرجع اساسى و رسمى تصميم‌گيرىهاى مسلمانان به حساب مىآمد ، و نمىشد اجازه داد كه نوشته‌هاى قرآنى به صورت پراكنده باقى بماند و ميان جلدين يك جا گرد نيايد و يا به حافظه‌هاى افراد اكتفا گردد . اين انگيزه هنگامى تشديد گرديد كه قريب يك سال پس از رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، در جنگ يمامه ( جهت دفع فتنه مسيلمه كذّاب در دعوى نبوّت ) حدود هفتاد تن از قاريان و حافظان قرآن به شهادت رسيدند . اين حادثه يك فضاى فكرى اجتماعى مناسبى را جهت مهم وانمود كردن « نسخه زيد » كه وابسته به حكومت بود ، فراهم آورد . حال آنكه زيد يكى از صحابيان مدنى پيامبر و جوان بود و خدمات او در شأن قرآن به قدمت خدمات ياران ديرين رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم همچون على عليه السّلام ، عبد اللّه بن مسعود ، ابىّ ابن كعب ، معاذ بن جبل و . . نمىرسيد ، همانان كه پيامبر سفارش كرده بود قرآن را از آنان بياموزيد .
هامش
( 1 ) فهرست ابن نديم ، ص 18 ، بحار الانوار ، ج 92 / 42 .