6 - نزول اجمالى و نزول تفصيلى بر قلب پيامبر :
ديدگاه ديگرى كه در اين زمينه وجود دارد از مفسر بزرگ معاصر علامه طباطبايى ( ره ) است . ايشان بر اساس يك سلسله قرائن و شواهد اين استنتاج را دارند كه قرآن كريم داراى يك حقيقت و الا ، روح باطنى و وجود بسيط است ، همان گونه كه واجد يك حقيقت تفصيل يافته و تجزيه شده در قالب الفاظ و كلمات است . يك بار همان حقيقت بسيط و روح كلى ، سر بسته و متعالى قرآن ، از لوح محفوظ كه مرتبهاى از علم الهى است به صورت دفعى بر جان و روان پيامبر اكرم تجلى نمود . زيرا كسى كه معلم و مربى و بشير و نذير و رحمت براى عالميان است ، بايد سر فصلها ، اغراض ، و اهداف اساسى دعوت و پيام آسمانى و كتاب خويش را به صورت كلى و اجمالى ( اجمال در عين كشف تفصيلى ) بداند و بر معارف عظيم الهى و آيين هدايت و حقايق عالى خلقت و اسرار وجود آگاهى يابد .
بار ديگر همان حقايق پس از تفصيل و پذيرش قالب الفاظ و واژگان و آيهها در ظرف مدت رسالت نبوى ، متناسب با نيازهاى هدايتى امت در جايگاه مناسب و تأثير آفرين بر قلب و روح آن گرامى جارى و نازل گرديد تا به مردم ابلاغ نمايد . با مطالعه متن قرآن مىبينيم ، مفاد برخى از آيات به وضوح نشانگر آن است كه رسول اكرم پيش از فرود تدريجى و دسته دسته آيات ، نسبت به آنها آگاهى داشتهاند . اين آگاهى در پرتو همان آموزهء ويژهء دفعى و دريافت پيشين صورت بسته است :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ . إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
« 1 » ،
وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ
. « 2 »
همين طور مفاد يك سلسله آيات گوياى اين نكته است كه قرآن واجد دو ويژگى مترتب بر هم است : يكى احكام و بساطت ، و ديگر تفصيل يا بى و جاى گيرى در
هامش
( 1 ) قيامت / 16 - 17 .
( 2 ) طه / 114 .