ب ) استعارها .
استعاره به معناى عاريت خواستن است . كاربرد لفظ در غير معناى اصلى خود را به اعتبار مناسبت « مشابهت » ، استعاره گويند . به عبارت ديگر استعاره نوعى مجاز ( مرسل ) است كه در آن يكى از دو ركن تشبيه را ذكر كرده باشند . نوعا كاربرد اين نوع صنعت ادبى در قرآن ضرورت القاى مفاهيم گستردهاى است كه در قالب الفاظ معيّن نمىگنجد ، و يا اغراض ديگر .
استعارهء حيات و زنده بودن براى علم و هدايت :
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
. « 1 »
استعارهء آب كه مايه حيات است به دين و شريعت كه مايه حيات معنوى است :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
. « 2 »
استعارهء تجارت به گزينش گمراهى به جاى هدايت الهى :
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
. « 3 »
ج - كنايهها .
كنايه در لغت به معناى پوشيده سخن گفتن است ، و در اصطلاح سخنى است كه داراى دو معناى نزديك و دور است ، و اين دو معنا لازم و ملزوم يكديگرند ، و گوينده سخن را به گونهاى بيان مىكند كه ذهن خواننده به كمك معناى صريح و روشن ، پى به معناى دور آن مىبرد . مثلا « دراز دستى » كنايه از تجاوز به حقوق ديگران است . در اين شعر :
عارفانى كه روى بر خلقاند * پشت بر قبله مىكنند نماز
« روى بر خلق كردن » و « پشت بر قبله كردن » هر دو كنايه از بىاخلاصى و ريا كارى است . در مورد آميزش جنسى از تعبيراتى كنايى همچون : مسّ . لمس و
هامش
( 1 ) انعام / 122 .
( 2 ) رعد / 17 .
( 3 ) بقره / 16 .