مثل رياكاران ، دانه بر سنگ افشاندن است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا . . .
« 1 »
همين طور حسن مطلع ، حسن ختام ، ايجاز ، حسن تخلص ، التفات ، تناسب آيات و سور و جز اينها همه از محاسن و برجستگىهاى چشمگير در وحى قرآنى است .
شرح بيشتر اين امور مىبايست در كتب تخصصى دنبال گردد . « 2 »
در اينجا ممكن است اين پرسش پديد آيد كه در قرآن مطالب تكرارى بسيارى وجود دارد ، و تكرار باعث خستگى مخاطب و خلاف فصاحت و بلاغت است .
پاسخ روشن است زيرا ، از آن جا كه هدف اساسى قرآن « تربيت » انسان است ، تربيت مستلزم تداوم و مراقبت و تذكار پيوسته است ، در نتيجه اين تكرار از قبيل مصداق تكرار مفيد است . از جهت ديگر آيات قرآن داراى چهرههاى گوناگون و متنوعى است . گاه آيهاى در متن سخن از آسمان و زمين و معرفى طبيعت ، ارتباطهاى متوازن تربيتى ، الهام خداشناسى ، معاد پردازى ، فلسفه حاكم بر كائنات هستى و سنتهاى تخلف ناپذير تاريخ و . . . را تبيين مىدارد . بدين سان هر ايه در جايگاه ويژه خود نكته آموزىهاى بديع و طراوتهاى به خصوصى را به نمايش مىگذارد ، كه متفاوت از آيات ديگر است .
پرسش ديگرى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه آيا واژگان غريب و ديرياب قرآن مخدوش كنندهء روانى و شيوايى كلام نيست ؟
بايد توجه داشت كه در قرآن واژههايى غريب و ناخرسند ، يافت نمىشود .
كاربرد واژههاى شيواى اقوام گوناگون عرب و همين طور واژگان بيگانه ، موضوعى متعارف و طبيعى در محاورات و مفاهمه است و بيانگر احاطه قرآن بر استفاده از مناسبترين واژهها براى مقاصد خود است .
هامش
( 1 ) بقره / 264 .
( 2 ) ر . ك : دلائل الاعجاز ، عبد القادر جرجانى .